آفتاب عفت » حضرت زينب سلام الله عليها - مدرسه علميه حضرت زينب (س) zeynaby.com - يا زينب كبري

 صفحه اصلي   ارسال مطلب   عضويت در سايت   آمار سايت   تماس با ما


 



مسابقه  بزرگ  عقیله 5

پیوندها








 

پایان نامه ها

اجتماعی

  اخلاقی

کلامی

تاریخ و سیره 

علوم قرآنی

تربیتی

فقهی

سیاسی

آخرين مطالب سايت
  • اهداف تربیت از د ...
  • شب قدر
  • برگزاری محفل انس ...
  • برگزاری مراسم شب ...


  • 
     [ مقاله ها آفتاب عفت
    در این مقاله پژوهشی که بنیادی بوده نگارش این پژوهشی بدین صورت بوده است که از کتب و نشریات و ... استفاده شده است در محتوای این پژوهش به ضرورت بحث و بررسی تاریخی پرداخته و سپس به بررسی و معرفی شخصیت این بانوی بزرگوار به عنوان یک الگوی جاودانه و پاسدار مرزهای حیا و عفت و یک الگوی عالی و نمونه کامل انسانیت، برای زنان امروز پرداخته شده است. که این بانوی بزرگوار حتی در سخت ترین شرایط عفت خویش را به نمایش گذاشت. او در دوران اسارت و در حرکت از کربلا تا شام سخت بر عفت خویش پای می گذارد.
    بنابراین او برای همه ی مسلمین و مردم جهان اسوه است و همه باید از او پیروی کنند. اگر کسی بگوید زینب بهترین الگو برای زنان است فقط نیمی از حقیقت را بیان کرده است. آری زینب از آن جهت که زن است در اخلاق ویژه ی بانوان بهترین سرمشق برای آنان است اما در اخلاق انسانی و بشری و فضائل و کمالات الهی برای همگان اسوه است.
    پیشگفتار
    تاریخ مطلب فراوانی از زن و مسائل مربوط به او در سینه ی خود ثبت کرده است. مروری کوتاه بر صفحات تاریخ این نکته را روشن می کند که بخش قابل توجهی از فرازهای برجسته و جنجالی تاریخ بشر بر محور آفرینش، شخصیت، انسانیت و مسئولیت زن شکل گرفته است.
    به تعبیر دیگر وجود زن همیشه بحث انگیز بوده است به طوری که اقوام و ملت ها هر کدام متناسب با ایمان و اعتقادشان رفتار ویژه ای با این موجود داشته اند که این نوع برخوردها نمایانگر میزان اعتقاد و اعتماد آنان به شخصیت و منزلت زن می باشد.
    از بحث هایی که در ارتباط با زن در طول تاریخ مورد توجه محققان و پژوهشگران رشته های مختلف علوم انسانی بوده موضوع حجاب بوده است. چرا که امروز غرب با یک برنامه حساب شده فرهنگی سعی دارد که از زن برای داغ تر نمودن بازار تولید و مصرف در فیلمها و تئاتر ها و نمایش ها به حراج گذارد و در نتیجه آن موجب بی بندوباری ها، بنیان خانواده را درهم شکستن و غالب کردن فرهنگ خود سعی بر چیره شدن بر دیگر فرهنگ ها را دارند: با نگاهی به تاریخ جنگ های صدر اسلام هم می توان این موارد را در آن جنگ ها نیز مشاهده کرد. که سپاه کفر از زنان رقاصه به عنوان ابزاری برای غلبه بر سپاه حق استفاده می کردند. حال امروزه غرب سعی دارد که با ابزار قرار دادن زن برای رسیدن به اهداف شوم خود برسد و آن هم با تبلیغات دروغین از طرق مختلف سعی دارند که آن فرهنگ غلط را جهانی کنند.
    اکنون با بیان این خلاصه مدعی هستیم، تنها مکتبی که به زن شخصیت داده و برای او ارزش و اعتبار اجتماعی قائل شده است، اسلام می باشد، مختصات و ویژگی های عاطفی و اخلاقی زن مسلمان و نیز حجاب او به عنوان سنگری جهت حفظ و حراست از آن، مباحثی هستند که از حوصله نوشتار ما خارج اند لیکن در این جا به نکته ای اشاره می کنیم که طرح آن به لحاظ اهمیت لازم است و آن اینکه زن سرگردان و تحقیر شده، که همه ی سرمایه های معنوی و عاطفی او غارت شده است راهی جز اسلام برای نجات خود ندارد، به طوری که فراگیری تعلیمات اسلامی و غرق شدن در قاموس فرهنگ قرآن و سنت نبوی متضمن سعادت و خوشبختی زنان در جوامع بشری است برای نمونه می توان به بررسی ابعاد زندگی حضرت فاطمه علیهاالسلام به عنوان بانوی بزرگ اسلام کافی است که بحث ما را در رابطه با زن و حقوق او در اسلام روشن کند.
    شخصیت برجسته ی دیگری که حق او را در تاریخ اسلام به خوبی ادا نشده است، سفیر کربلا حضرت زینب است. زینب الگوی جاودانه است که در هر زمان و هر شرایطی می تواند چراغ راه همه ی ما باشد. همه ی نیازمندی ها و تسکین آلام و دردهای زن امروز در زندگی پربار حضرت زینب علیهاالسلام نهفته است. چرا که زینب معنی و شخصیت و ارزش زن است. زینب پاسدار عفت و پاکدامنی است او روح هر فریاد و ستیز حق طلبانه است.
    پس ای زن باز آی و در زیر سایه ی فرهنگ و اندیشه ای بلند بزرگ بانویی که برای حفظ شرافت و انسانیت تو تن به طوفان بلا سپرده است خیمه زن و معیارهای زندگی خویش را بر مبنای اصولی که سفیر کربلا با مدد از سرخی خون حسین و سختی اسارت بنیان نهاد استوار ساز، در مجموعه این نوشتار سعی بر آن داریم که بتوانیم چهره ی واقعی این بانوی بزرگوار و پاسداری او در حفظ حجاب خود پرداخته تا زنان و مردان مسلمان و حتی آزادگان جهان در انتخاب الگو به بیراهه نروند و دل و جان خود را به کسی بسپارند که عظمتش بلندتر از تاریخ و فراتر از عصاره ی قلم و بیان است و امید است که مورد قبول حق تعالی قرار گیرد.

    مقدمه
    انسان موجودی متفکر در چرخه هستی است که نظام فکری متناسب با اهداف آفرینش و جهان بینی خود دارد و رفتارها و دیدگاه های او بر گرفته از نوع نگرش اوست. جامعه انسانی نیز شکل گرفته از انسان های هدفمند است که در سایه باور ها و دانسته های خویش گام هایی جهت رسیدن به هدف و مطلوب خود بر می دارند نگرش چه مثبت باشد و چه منفی هدایتگر منش و روش انسان است در نتیجه افرادی که نگرش مثبت و جهان بینی استوار به مطرف الهی دارند به سوی رشد و تکامل گام بر می دارند اما آنان که گرفتار نگرش های الحادی و غیرالهی هستند بر اساس نگرش خود در پرتگاه گمراهی سقوط خواهند کرد.
    قانونگذار الهی جهت ایجاد جامعه سالم انسانی و هماهنگی با نظام هستی شاخصه هایی را برای رفتارها و روحیات بشر بیان کرده، آنها را به سوی مولفه ها دعوت می کند. حیا، پاکدامنی، حفظ حدود و حریم ها و دیگر رفتارهای تعریف شده انسانی از جمله شاخصه هایی هستند که می توان در زنان نمونه ای مانند حضرت فاطمه زهرا (س) و دختر بزرگوار آن بانو حضرت زینب کبری مشاهده نمود که در نوشتار حاضر به بیان آنها می پردازیم.
    حال در مقدمه بحث می خواهم اشاره به این داشته باشم که معمولاً به هنگام سخن گفتن از حجاب آنچه بی درنگ در اذهان متصور می شود پوشش و نوع آن است و کمتر به حقیقت حجاب ریشه ها و مراحل شکوفایی آن پرداخته شده است و اگر لایه های زیرین این قضیه برای جوانان عزیز تشریح و بیان می شد و الگوها و نمونه های تاریخی با توجه به شاخصه هایی که شناسایی شدند معرفی می کردیم در پذیرش حجاب و عمل به آن مشکلی روبرو نخواهیم شد.
    در این قسمت از نوشتار اشاره کوتاه اگر بخواهیم هرم هندسی را بر اساس روایات تصور کنیم سطوح مختلف آن به طور خلاصه به شرح ذیل می باشد.
    سطح اول: حیا است در روایاتی به عبارت «سبب العفه الحیاء» برمی خوریم که ریشه عفت در حیا است و نیز روایت دیگر خاستگاه مروت را حیا ذکر نموده و ثمر آن را عفت (اصل المروه الحیاء و ثمره العفه) در روایت دیگر میزان عفت را به تناسب میزان حیا بیان کرده و می فرماید: «علی قدر الحیاء تکون العفه ».
    بنابر آنچه گفته در بخش مفهوم شناسی اصطلاحات حیا گفته شد، حیا ملکه ای است که انسان را از گناه دور می کند و از این جهت در قلب فرد راسخ و استوار است. اینکه در برخی روایات «تعفف» «عفت ورزی» پس از باحیا بودن مطرح می شود، به نظر می رسد این تقدم رتبی نشانگر تقدم در متخلق و آراسته شدن به آن هم باشد. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: « ان الله یحب الحیی المتععفف» خداوند افراد با حیای عفیف را دوست دارد.
    بنابراین در اولین سطح هرم عفاف حیا قرار دارد. حیاء موجب جمع و نظام بخشی خصال ایمانی می شود. شریف رضی عبارت «الحیاء نظام الایمان» را استعاره دانسته و منظور را پرکردن خلل و شکافهای ایمان توسط حیا ذکر می کند به نظر او حیا مانند نخی که مرواریدها را در کنار یکدیگر تنظیم می کند، ایمان را نظم می دهد زیرا فرد باحیا از معاصی دور می شود اما وقتی حیا از بین رفت ایمان مشکل می یابد.
    سطح دوم عفاف است. این سطح با استفاده از روایت «سبب العفه الحیاء» می توان برداشت کرد به وسیله عفت که حالت درونی است افراد جامعه)
    سایه عقل را بر شهوات خود می اندازد و از لجام گسیختگی شهوت ها جلوگیری می کنند، این امر اکتسابی است و باید با مراقبت و تمرین به دست آید. البته لازم این مراقبت شناخت عمیق نسبت به شهوات و تعاریف و انواع آنها و نیز چگونگی مهار آنها است.
    سطح سوم هرم را صیانت تشکیل می دهد. از صیانت به تعبیر حفظ حریم هم یاد می شود. این مرحله به حفظ نفس از هرگونه پلیدی و تجاوز و هنجارکشی اشاره دارد. در روایت آمده این مرحله به حفظ از هرگونه پلیدی و تجاوز و هنجارکشی اشاره دارد. در روایت آمده است: «ثمره العفه الصیانه» محصول و برآیند عفت صیانت است. «اگرچه در ظاهر صیانت و قناعت در یک درجه قرار می گیرند اما با توجه به معنای ظریف صیانت می توان دریافت که پس از نهادینه صیانت به قناعت می توان رسید حفظ حریم، نزدیک ترین مرحله به حجاب حقیقی است زیرا پوشش بدون توجه و آگاهی نسبت به حریم ها و دوری از اختلاط آمیختگی ها نمی تواند مفهوم حقیقی حجاب را برسد. از امام رضا (ع) در مورد قناعت پرسیده می شود و حضرت می فرماید: «القناعه تجتمع الی صیانه النفس و عز القدر ...، قناعت مجموع صیانت (حفظ (خویش) و عزت نفس و ... است.»
    سطح چهارم هرم را قناعت تشکیل می دهد. قناعت با توجه به روایات آنرا ثمره عفت ذکر کردند، تنظیم می شود.
    حضرت علی (ع) می فرماید: «ثمره العفه القناعه» معنی: قناعت برآیند و محصول عفت است.
    این گونه این قسمت را تبیین کرد که فرد با حیا در نگاه به پیرامون خود عفیفانه برخورد می کند و مانع از چیرگی شهوت می شود و به آنچه خداوند در اختیار او قرار داده، قناعت می کند و حدود دیگران را مراعات می کند. او در نگاه، سخن گفتن و ... روی یک خط و مرز و یک حدود مشخص حرکت می کند با حالت قناعت. این ویژگی محصول صیانت می باشد که پیش از آن به آن اشاره نمودیم.
    و راس هرم را حجاب تشکیل می دهد. این مرحله وقتی به معنای حقیقی و مطلوب می رسد که مراحل پیشین آن ایجاد شده باشد. پس چنین جامعه ای هرگز با هجوم های فرهنگی آن سوی مرزها و یا القائات و توجیهات دشمنان داخلی لرزان نخواهد شد و از این ارزش و باور گرانقدر خویش دست بر نخواهد داشت.
    نکته قابل توجه ارتباط ژرف و تنگاتنگ این مقوله ها با یکدیگر است به گونه ای که قابل تفکیک نیستند و جداسازی هر یک از این حلقه ها موجب گسست از مبانی و اصول می شود.

    مفهوم شناسی اصطلاحات
    در روند تحقیق و پژوهش به اصطلاحات و واژگان کلیدی بر می خوریم که درک و دریافت مفهوم آنها به صورت عملیاتی، راهگشای ما در فهم عمیق تر مسئله خواهد بود. اصطلاحات کلیدی در این نوشتار عبارتند از:
    عفت، حیاء، حجاب
    عفت (عفاف): در اصطلاح، حالتی نفسانی درونی است که از چیرگی شهوت بر افراد جلوگیری می کند. راغب اصفهانی می نویسد: «العفه حصول حاله للنفس تمنعها عن علیه الشهوه.» این واژه در قرآن کریم به معنای عفت و خودنگهداری آمده است:«و ان یستعففن خیر لهن» و یا «الذین لا یجدون نکاحاً...».
    خود نگهداری هم در مورد نمودهای شهوانی است مانند آنچه در آیات مذکور آمده هم در مال حرام یا شبهه ناکها مانند: «ومن کان عنیاً فلیستعفف» معنی: آنکس که توانگر است از خوردن مال یتیمی که تحت سرپرستی اوست خودداری ورزد». برای عفت معانی دیگری مانند: «ترک شهوت و پاکی خوی و جسم» و «نگاهداشت از ارتکاب جرام و درخواست از مردم» ذکر شده است که به نوعی هم معنای قناعت در آن نهفته است و هم معنای تقوا و خودنگهداری. از مجموع مطالب پیش گفته می توان دریافت که عفاف نوعی حالت درونی است که انسان را از گناه باز می دارد و سکاندار هدایت رفتارهای بیرونی است. حجاب پاکی گناه و خیال و تفکر و ... از مصادیق بیرونی و نماد عفاف هستند. از تعریف راغب اصفهانی چند نکته مهم یافت می شود.
    1- عفاف اکتسابی است و این مطلب از «حصول حالت» فهمیده می شود، یعنی تحصیلی (اکتسابی) است نه ذاتی که در این وصف با حیا مشترک است.
    2- نوعی بازدارندگی و نگاهداشت در آن نسبت به تمام انواع شهوات وجود دارد و در این تعریف «غلبه شهوات» مطرح است که ظاهراً چیرگی آن بر عقل منظور است.
    3 – عفاف حالتی است به «نفس» آدمی بر می گردد، پس نر و ماده در آن راه ندارد (چون نفس فراتر از جنسیت می باشد.) و اختصاص به زنان ندارد. صفت و حالت عفاف باید در وجود مرد و زن نهادینه شود. عفت هم چنین در فرهنگ لغت به معنای: پارسایی، پاکدامنی و پرهیزگاری است.
    حیاء در اصطلاح ملکه ای است که انسان را از گناه و ارتکاب حرام دور می کند. حیا نیز از امور اکتسابی است زیرا با انجام معاصی فرد از حیا جدا می شود. ملکه صفتی است که در نفس راسخ و استوار شده باشد و یا استعدادی است که در پرتو آن می توان کاری را با مهارت و ذوق انجام داد مانند استعداد ریاضیات. بنابراین ملکه حیا در نفس انسان راسخ می شود و در پی آن مهارت زیست پاک و دور از گناه به وجود می آید. در روایات حیا از فرشته های خدا مطرح شده است. حیا در لغت به معنای شرم، آبرو، آذرم است.
    حجاب: در لغت به معنای «المنع من الوصول»، ممانعت از رسیدن به چیزی است. گفته شده که حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از داخل شدن است. آیه شریفه «و من بیننا و بینک حجاب» شاهد بر این مدعاست اگرچه در ادبیات عرب و زبان دین (آیات و روایات) برای بحث پوشش زنان از واژه «ستر» استفاده شده و کمتر به حجاب اشاره شده اما در کتب لغت به واژگان «امراه محجوبه» به معنای زنی که خود را با نوعی پوشش پوشانده است، برمی خوریم. در مجموع می توان گفت حجاب ثمره عفاف درونی است که تظاهر و نمود بیرونی یافته است و به نوع پوشش در ظهور اجتماعی افراد و در رویارویی با نامحرم گفته می شود. «مستورات» به معنی زنانی است که دارای پوشش و ستر هستند و «محجوبات» به معنای زنانی که حفظ حریم می کنند و جدا از مردان هستند. « ملکه در لغت به معنای صفتی است که در نفس راسخ و استوار شده است، به گونه ای که از آن جدا نمی شود. گاهی از «خلق» و گاه از «سجیه» به ملکه تعبیر می شود.
    ضرورت بحث حیا و عفت در جوامع انسانی
    از آنجا که آدمی موجودی اجتماعی بوده، از نظر روانی و اجتماعی نیازمند ایجاد روابط انسانی با همنوعان خود است، مبحث کیفیت ارتباط و چارچوب ها مطرح می شود. مسلم است ارتباطات انسانی به ویژه در جوامع متمدن امروز، منحصر در روابط جنس های موافق با یکدیگر نمی شود، اگرچه حتی در صورتی که چنین بود، باز به بحث حیا و عفاف، در کیفیت و سپس زمینه روابط انسانی نیازمند بودیم. گسترش جوامع انسانی با ابعاد گوناگون فرهنگی و اجتماعی و سیاسی گسترش روابط بشر را وسعت بخشیده، چون میزان آسیب پذیری در چنین جوامعی بیشتر می شود، باید اصول و قواعدی جهت حفظ و سلامت این گونه روابط در نظر گرفت معمولاً در محیط کار و بیرون از کانون خانواده، حتی گاه درون خانه نمونه هایی از روابط دو جنس مخالف چه از گروه محرم ها و چه از گروه نامحرمان دیده می شود که باید تعریف شده، متناسب با موازین و اصول شرعی و بنابراین لزوم ارتباطات انسانی به ویژه در گستره روابط دو جنس مخالف، اعم از محرم و غیر محرم و ضرورت وجود امنیت روانی و فردی و اجتماعی ایجاد جامعه ای سالم در سایه بهداشت روانی بحث در مورد حیاء و عفاف ریشه های آن ضروری می نماید و نیازمند طراحی و مهندسی صحیح در زمینه بهینه سازی روابط است.
    همانطور که اشاره نمودیم امروز در سرتاسر جهان، مخصوصاً کشورهای اسلامی و علی الخصوص جامعه تشیع، تلاش استعمارگران و ماجمان فرهنگی بر آن است که حیا و عفت بانوان را نشانه روند و جامعه را از این راه به بی بندوباری و بی دینی سوق دهند و در نتیجه به مطامع شیطانی خود برسند، چرا که آنها به خوبی دریافته اند اگر دین و مذهب تشیع را بخواهند نابود کنند، باید حیا، عفت و پاکدامنی را از بین ببرند.
    حجاب نجات زن از ستم است. ولی متاسفانه در طول تاریخ غالباً زنان به عنوان یک وسیله سرگرمی و تمتع مردان مورد بهره برداری قرار گرفته اند، و از زن نه به عنوان یک انسان و نیمی از پیکره ی بشریت بلکه به چشم یک کالای مورد مصرف نگریسته شده است. مردان برای بهره وری هر چه بیشتر از جنس زن، او را برهنه و عریان خواسته اند و ستم گران و زورمندان در طول هزاران سال تاریخ او و بدن برهنه او را به مثابه ی وسیله و حربه ای کاری برای خواب کردن جوانان و سست کردن اراده ها و تخدیر مغزها، نابودی ارزش های والا به خدمت گرفته اند.
    به طور خلاصه هرگاه از جامعه حیا رخت بربست و عفت در آن لگدکوب شد، دین هم بساط خویش را جمع خواهد کرد. علی علیه السلام به زیبایی می فرماید: «احسن ملابس الدین الحیاء»، نیکوترین لباس دین حیا است.»، امام صادق علیه السلام فرمود: «الایمان لمن لاحیا له» ایمانی نیست برای آنکس که حیاء ندارد.» و امام باقر (علیه السلام) فرمود: «الحیاء و الایمان مقرونان فی قرن فاذا ذهب احدهما تبعه صاحبه»،حیا و ایمان با هم بر یک شاخه قرار گرفته اند، پس هرگاه یکی از آن دو برود، دیگری نیز از او تبعیت کند.» و زیباتر از همه امام حسن که حضرت زینب علیهاالسلام حیا را در مکتب او آموخت، فرمود: «الاحیا لمن لا دین له» «آن که دین ندارد، حیا هم ندارد.» و یا سخنان حضرت در قتلگاه پس از شهید شدن اصحاب و اقوام همگان به سوی حضرت اباعبدا... حمله ور شدند «العرب» این فرزند شجاع ترین مرد عرب در این هنگام امام حسین (ع) فریاد کشید و فرمود:«من با شما می جنگم و شما با من، زنان گناهی ندارند، تا من زنده ام طغیان گران خود را از حرم اهل بیت باز دارید. آری آن حضرت با این که می داند تا لحظه ای دیگر هیچ مدافعی برای اهل بیتش نیست و تنها مدافع آنان نیز تا لحظات دیگر از پا در می آید ولی باز حاضر نیست ببیند اهل بیتش مورد هجوم دشمن واقع شوند و شرافت عربی آنان را گوشزد می کند تا شاید بدین وسیله انان را از تعرض به زنان باز دارد. آیا این عمل حضرت درس حمیت، غیرت و دفاع از تمام خانواده برای تمام مردان جهان نیست؟ آیا دوستداران حضرت نباید برای حفظ خانواده از تعدی دیگران تلاش کنند؟ از روایات فوق به خوبی استفاده می شود که بین ماندگاری دین در جامعه و وجود حیا رابطه ی تنگاتنگی وجود دارد. مهاجمان فرهنگی، بخوبی این رابطه و ملازمه را دریافته اند از این رو صهیونیست معروف «نتانیاهو» این گونه القا می کند که برنامه های ماهواره ای به مثابه یک نیروی شورشی بسیار موثری عمل می کنند، بچه های ایرانی مسلماً لباس های زیبایی خواهند خواست که در شوهای تلویزیونی می بینند.
    از نتایج تاسف آور شکستن عفاف و خروج از مرز پوشش اسلامی این است که دختران و زنان به تقلید از غرب و غربیان نه تنها گویا از طرف غرب مامور انحطاط اخلاق جوانان و رکورد فعالیتهای ثمربخش هستند بلکه یگانه مصرف کننده و مصرف ساز کالاهای غرب می باشند، این جا است که درک می کنیم چرا استعمار غرب به بیرون آوردن زنان از حریم پوشش تلاش می کنند استاد شهید مطهری «ره» در کتاب مساله حجاب می نویسد:«روزنامه اطلاعات در گزارشی در مورد لوازم آرایش چنین نوشته است:«تنها در یک سال 210 هزار کیلو مواد و لوازم آرایش از قبیل ماتیک، سرخاب، پودر سایه چشم، برای مصرف خانم ها وارد شده است. از این مقدار 181 هزار کیلوگرم آن انواع کرم بوده است در این مدت به 1650 قوطی و 2500 دوجین پودر در صورت و 4604 عدد در رژلب و 2280 عدد صابون لاغری 2280 آمپول آرایشی اجازه ورود داده است البته باید 3100 عدد سایه چشم و 2440 خط چشم را نیز به آن اضافه کرد.» در جامعه ای که مذهب حکومت می کند و پوشش اسلامی باشد زن به این صورت که در بالا خواندید در نخواهد آمد تا مصرف کننده لایق کالاهای پوچ غرب گردد یا آنچنان خودباخته مد و شیوه های توخالی عروسکی شود.
    از طرف دیگر، هوادارن استکبار جهانی در داخل کشور با قلم های زهرآگین و رفتارهای زننده، لباسها و فیلم های مبتذل، در نابودی حیا و عفت استعمار را یاری می رسانند.

    نگاهی گذرا با زندگانی حضرت زینب کبری
    زینب این الگوی جاودانه و مرزبان پاکی و پاکدامنی، دختر علی بن ابیطالب و زهرا علیهاالسلام و نوه پیامبر اکرم (ص) در روز پنجم جمادی الاولی، سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره، خواستگاه حیا و پاکی دیده به جهان گشود هرچند مادر بزرگوارش را در پنج سالگی از دست داد ولی رهتوشه هایی گرانبها از حیا و پاکی در همین مدت کوتاه از مکتب مادر فرا گرفت. او که القابش صدیقه، عالم، عقیله، فهیمه و عاقله است. در عصمت و عفاف چون فاطمه (س) در شجاعت و فصاحت و بلاغت و زهد و تقوا چون پدرش علی (ع) است. این بانوی بزرگوار در دوران زندگی با برکت خویش، مشکلات و رنجهای فراوانی متحمل شد و بی شک مهمترین و تلخ ترین آن، واقعه کربلا و داستان اسارت بود. در تمام این سختیها و حوادث تلخ در کنار صبوری و بردباری درس حیا و عفت را به همه آموخت که او را ام المصائب نامیدند.
    حضرت زینب کبری زنی عابده و زاهده و عارفه و خطیبه و عفیفه بود. نسب نبوی تربیت علی و فاطمی همراه با لطف خداوندی از او فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طوری که او را عقیله بنی هاشم خواندند.
    و علی المعروف نامگذاری آن حضرت را، همانطور که می دانیم معمولاً مرسوم است که پدر و مادر نام فرزند را انتخاب می کنند، ولی در ولادت حضرت زینب علیهاالسلام، والدین او این کار را به پیامبر اسلام (ص)، جد بزرگوار آن بانو واگذار نمودند، پیامبر (ص) در سفر بود، بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، مشتاقانه به خانه علی (ع) رفت. نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، بعد از مدتی جبرئیل بر پیامبر نازل گردید و نام زینب (زین+اب) را که به معنای «زینت پدر است» ، برای این دختر انتخاب نمود. پیامبر در حالی که زینب را در آغوش گرفته بود برگونه های او با علاقه بوسه زد و پس از نامگذاری حضرت زینب در این اثنا قطرات اشک در چشمان پیامبر (ص) حلقه زد، فاطمه علیهاالسلام با تعجب عرضه داشت:« پدرجان! چرا گریه می کنی؟ خدا چشمان ترا نگریاند!». رسول خدا (ص) فرمود: «گریه من بدان خاطر است که این دختر پس از مرگ من و تو گرفتار سختی و مشکلات فراوان می شود.»
    آری روح بزرگ زینب علیهاالسلام در دامن عصمت و مهد نبوت آنگونه تربیت شد که در برابر حوادث سهمگین روزگار نه تنها نشکست، بلکه کوه مصائب را در آسیای اراده اش به خاکستر مبدل کرد. درخشش مقامات نفسانیه و صلابت کم نظیر حضرت زینب کبری علیهاالسلام در صفحات تاریخ، عقول همه سیاستمداران و اندیشمندان روزگار را متحیر ساخته است.
    زینب علیهاالسلام که قطعاً دلش از هرگونه تاریکی مبراست، بارقه ای از نورانیت الهی بود. انفاس قدسیه مربیانی چون علی (ع) و زهرای اطهر علیهاالسلام درون زینب علیهاالسلام را چنان روشن و دل انگیز نمود که پیرایشی جز جمال حق نداشت. هیچ نکته ای از مسائل تربیتی اسلام باقی نماند، مگر آنکه در سایه احساسات لطیف نفسانی زینب کبری علیهاالسلام متبلور گشت، آن بانوی بزرگوار سرانجام در پانزدهم رجب سال 62 هجریف با کوله باری از سختی و مشکلات و اندوه و رنج و با یادگار گذاشتن درسهای زیادی از صبوری، شجاعت، حیا، عفت و پاکی دار فانی را وداع گفت.
    در این مقاله برآنیم تا گوشه هایی از حیاء، عفت و پاکی حضرت زینب را که پاسدار آن بود به تصویر بکشیم و ره توشه گرانبهایی برای بانوانی که می خواهند زینب گونه زندگی کنند و با این فرهنگ آشنا شوند و به افتخار و سربلندی ابدی برسند مهیا سازیم.
    نگاهی به جایگاه حیا و عفت در قبل از اسلام
    به گفته بعضی از نویسندگان و تاریخ شناسان، زنان قبل از اسلام حیا و عفت نداشتند به همین دلیل بدحجاب بودند. برخی دیگر معتقدند که زنان قبل از اسلام دارای حجاب بودند و عفت آن ها ثمره آزادی خواهی و استقلال طلبی آن روز عرب می باشد. (دکتر هیکل) می نویسد: قبل از اسلام زنان حجاب نداشتند (بدلیل عدم حیا و عفت) و زینت خود را آشکار می ساختند، بعدها اسلام این کار را حرام کرد. و عرب های بدوی که استطاعت کنیز گرفتن همسر متعدد نداشتند، همسر یگانه خویش را ستایش می کردند به ویژه که زن کمک مرد و شریک رنج و رأفت او در سفر و حضر بود و در مورد زنان قبل از اسلام (جرجی زیدان) چنان می گوید: «که اگر مقصود از حجاب پوشانیدن تن و بدن است، این وضع پیش از اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمولی بوده و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداد، و تا اواخر قرون وسطی در اروپا معمول بوده و هنوز در خود اروپا مانده است.
    سابقاً گفتیم که زن بدوی عرب در همه چیز با مرد برابر بوده و چه بسا از میان همان چادرهای صحرائی زنانی درآمدند که در امور بازرگانی و ادبی و خردمندی نابغه محسوب می شوند و بعد از ظهور اسلام کنیزان و اسیران فراوان گشتند و از اوایل سلطنت امویان، زنان در خانه محبوس گشتند و جنگ ها و غزوات اسلام روز به روز بر تعداد کنیز و غلام افزود و با تعداد زوجان که مانع شرعی هم نداشت بین زنان و مردان اختلاف زیاد شد و صفا و صمیمیت که قبل از اسلام بود اندک اندک رو به سستی نهاد و مردان درصدد محبوس ساختن زنان برآمدند و مردان زنان خود را پشت پرده می گذاشتند و خود را با کنیزان و غلامان سرگرم می کردند و به ندرت با زن خود هم سفره و همنشین می شدند و او را موجودی مکار و حیله باز، می پنداشتند و افتخار مرد بود که زن خود را از حجله تا گور در خانه حبس کند در حالی که در قرآن آیه 20 سوره روم آمده :«که بر مردان توصیه می شود با زنان خود با مهربانی و محبت رفتار کنید.» زنان مسلمان تا اواخر قرن 14 میلادی در تحت فشار شدید زندگی می کردند.
    جایگاه حیاء و عفت در فرهنگ غنی اسلام
    همانطور که اشاره کردیم در قبل از اسلام زنان حیاء و عفت نداشتند و به همین دلیل زینت خود را آشکار می کردند بعدها اسلام این کار را حرام کرد در این جا اشاراتی مختصر و بیان نکاتی درباره جایگاه حیاء و عفت مناسب می نماید که به شرح ذیل می باشد:
    الف) حیای دختران شعیب در قرآن
    قرآن کریم با این که غالباً مسائل را به صورت کلی بیان می کند ولی گاهی به جهت حیاتی بودن مسئله جزئیات و نمونه هایی را بیان می نماید. مثلاً ماجرای حضرت موسی و برخورد او با دختران شعیب را چنین بیان می کند:« و هنگامی که موسی به چاه آب مدین رسید گروهی از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب می کنند! و در کنار آنان دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند و به چاه با بودن مردان نزدیک نمی شوند. موسی از آنان پرسید کار شما چیست؟ گفتند: «آنها را آب نمی دهیم تا چوپانها همگی خارج شوند». موسی برای گوسفندان آن دو آب کشید و ...» در ادامه این داستان درباره نحوه آمدن یکی از دختران شعیب و گفتگوی او با حضرت موسی (ع) می فرماید:« ... فجاته احداهما تمشی علی استحیاء قالت ان ابی یدعوک لیجزیک اجرما سقیت لنا ...» «ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمی داشت. گفت: پدرم از تو دعوت می کند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که برای ما انجام دادی، به تو بپردازد.»
    از این آیه می توان حیاء را به زیبایی دریافت، چرا که: 1- تا زمانی که مردان کنار چاه بودند، دختران شعیب نزدیک چاه نمی رفتند. 2 – آن گاه اقدام به آب دادن گوسفندان می کردند که تمام مردان پراکنده شوند. 3 – سراپا حیا نزد موسی علیه السلام آمد. نگفت ما مزد تو را می پردازیم بلکه گفت: پدرم از تو دعوت می کند تا مزد تو را بپردازد.
    ب) حیاء تمام دین است.علی (ع) می فرماید:« الحیاء هوالدین کله» «حیا تمام دین است»
    ج) حیا بازدارنده زشتیها: علی (ع) فرمود: «الحیا یصد عن فعل القبیح» (معنی: حیاء (انسان را) از کار زشت باز می دارد.
    امام هفتم (ع) می فرماید:« مابقی من امثال الانبیاء (علیه السلام) الا کلمه اذا لم تستعی فاعمل ما شئت ...» «معنی: مثالها ( و کلمات قصار) از انبیاء باقی نمانده است مگر یک کلمه ( و آن این است که) هرگاه حیاء نداشتی، هرکاری می خواهی انجام بده.»
    د) عاقبت بی حیایی: در تاریخ اسلام و تمدن از این گونه نمونه ها زیاد است برای نمونه می توان یک نمونه ی تاریخی که بهره جویی استعمارگران از حربه ی بی حجابی و ترویج بی حیایی و خودنمایی زنان برای به شکست کشانیدن نیروهای مومن و انقلابی، داستان غم انگیز و عبرت آموز مسلمانان در آندلس است: «پس از آن صلیبیان در مقابل روح شهامت، ایثار استقامت و فرماندهی لایق مسلمانان تاب مقاومت را از دست دادند و مبارزه با آنان را امری محال دانستند، از همین راه شیطانی وارد شدند. نخست از خواسته های مشروع و معقول مسلمانان آگاه گشته، مرکزی را به عنوان جایگاه فراگیری علم و باسواد شدن تعیین کردند و آن جا را به صورت زیباترین و باشکوه ترین پارک ها آراستند.
    گل ها، چمن، اشجار گوناگون و آبهای جاری جلوه ای آن را بیش تر کرده بود و سپس زیباترین دختران اسپانیایی را به خدمتگزاری در این پارک استخدام نمودند تا آنها به تدریج ضمن معاشرت با سربازان و افسران مسلمان، آنان را به نوشیدن مشوبات الکلی عادت دهند و از این طریق با فساد و فحشا روح ایمان و تقوا را از دست داده و بی حیایی گسترش یافته و به میگساری و بی بند و باری پرداختند که این چنین شد که مسلمانان بخاطر گناه زیادی در میانشان و رنگ باختن معنویت و گسترش بی حیایی موجب گسترش بی بند و باری و سست شدن مسلمانان و لاابالی شدن آنان گشت و در زمان کوتاه نتیجه ای تمام زحماتشان بر باد رفت و اکثر آنان به دست همان دخترکان زیباروی کشته شدند و اسلام از اسپانیا رخت بربست و نمونه ی دیگر می توان به شکست سپاهیان حضرت موسی (ع) اشاره نمود که فساد و بی حیایی و بی بند و باری به گونه ای گسترش یافت که فرماندهان سپاه در پرتگاه انحراف جنسی قرار گرفتند و بیست هزار نفر سپاه موسی به خاک سیاه رفتند و با وضع ننگین سقوط کردند. روشن است که با رخ دادن چنین وضعی شکست و بیچارگی حتمی است این داستانها و واقعیت تاریخی غم انگیزی از رواج و گسترش بی حیایی است. حضرت علی (ع) می فرماید: «... من قل حیاوه، قل ورعه و من قل ورعه، مات قلبه و من مات قلبه دخل النار...» «معنی: کسی که حیا و شرمش اندک باشد، پرهیزکاری او نیز اندک خواهد بود و کسی که ورعش کمتر باشد، قلبش می میرد و آن کس که دلش مرده باشد در آتش جهنم داخل خواهد شد.»
    5- سرپوش عیبها: حضرت علی(ع) فرمود: «من کساه الحیاء ثوبه، لم یرالناس عیبه» آن کس که با لباس حیاء خود را بپوشاند کسی عیب او را نبیند. و آن حضرت می فرماید: «من لا حیاء له لا خیر فیه» کسی که حیا ندارد، خیری در او نخواهد بود.»
    حضرت زینب کبری پاسدار حیا و عفت
    هرچند این بانوی بزرگ علاوه بر ذاتیات فوق العاده از اقیانوس علمی مربیان نمونه بشریت بهره برده بود ولی آنچه در میدان عمل دید و حوادثی که در سازندگی زینب کبری نقش داشت چیز کمی نبود این بانوی بزرگ علاوه بر بهره مند بودن از بهترین و ارزشمندترین وراثت و همچنین بهره گیری از منبع جوشان وحی و ملهم بودن به الهام الهی و استفاضه از علوم مواج پدر و مادر و دو برادر بزرگوارش در کوران حوادث قرار گرفت و رنجها و مشقتهای بزرگ و بی شماری را تحمل کرد و در متن رنجها و مرارتها شخصیتی مستحکم و استوار و شکست ناپذیر به جامعه بشریت تحویل داده شد که در این قسمت از نقش الگویی این اسوه بشریت در پاسداری از حیا و عفت اشاره می شود که به شرح ذیل می باشد:
    1 – زینب فرزند بیت حیا و عفت
    تاثیر وراثت و خانواده در رفتار و کردار تردید پذیر نیست. امروزه به روشنی ثابت شده است که بخشی از صفات خوب و بد، از راه وراثت از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند و به همین جهت خانواده هایی که پیامبران در آن متولد شدند، عموماً پاک و اصیل بودند به همین جهت در منابع اسلامی نیز از ازدواج با زنان زیبایی که در خانواده های ناپاک و عاری از حیا به بار آمده اند نهی شده است. در کنار وراثت تربیت مطرح است. زیرا بخشی از فضایل و کمالات با تربیت صحیح به فرزندان منتقل می شود. در زندگی حضرت زینب این دو عامل (وراثت و تربیت) در بالاترین حد خویش وجود داشت، چنانکه در زیارت نامه ی آن بانوی بزرگوار می خوانیم: «السلام علی من رضعت بلبان الایمان: سلام بر کسی که از پستان ایمان شیر نوشید.»
    بلی، زینب کبری در خانه ی وحی و ولایت از پدر و مادر معصوم به دنیا آمد و در آغوش نبوت مهد امامت و ولایت و مرکز نزول وحی الهی نشو و نما نمود و از یگانه مادر معصوم جهان هستی «فاطمه زهرا علیهاالسلام» شیر نوشید و از ابتدای شیرخوارگی در آغوش پر مهر مادر، عفت، حیا، شهامت و عطوفت را فرا گرفت و همزمان با دوران شیرخوارگی در محضر بزرگترین استادان جهان انسانیت، یعنی رسول الله (ص) و امیرالمومنین (ع) و دو برادر بزرگوارش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) تربیت یافت.
    «یحیی مازنی» که از علمای و راویان حدیث می باشد این چنین نقل می کند که:«مدتها در مدینه در همسایگی حضرت علی (ع) در یک محله زندگی می کردم منزل من در کنار منزلی بود که «زینب» دخت علی (ع) در آنجا سکونت داشت، حتی یکبار هم، کسی حضرت زینب را ندید و صدای او را نشنید، او هرگاه می خواست به زیارت جد بزرگوارش برود در دل شب می رفت در حالی که پدرش علی (ع) در پیش و برادرانش حسن و حسین (علیهماالسلام) در اطراف او بودند و حتی به نزدیک قبر شریف رسول خدا (ص) می رسیدند علی (ع) شمعهای روشن اطراف قبر را خاموش می کرد. یک روز امام حسن (ع) علت این کار را از پدر سئوال کرد، حضرت فرمود:« اخشی ان ینظر احد الی شخص اختک زینب» از آن می ترسم که کسی خواهرت زینب را ببیند.
    به قول «شیخ جعفر نقدی» زینب علیهاالسلام تربیت شده پنج آل عباست:«فالخمسه اصحاب العباء هم الذین قاموا بتربیتها و تثقیفها و تهذیبها و کفاف بهم مودبین و معلمین»«پنج تن آل عبا به تربیت و فرهنگ سازی و تهذیب زینب همت گماردند و همین بس که آنها ادب کننده و آموزگار باشند.»
    و راستی کجا رفته این مرزبانیهای حیا؟ و چرا در جامعه شیعه علوی می بینیم که مردان با همسران آرایش کرده و دختران بی بهره از حجاب در پارک ها و خیابان ها و ... ظاهر می شوند؟!
    2 – حیاء در آغاز جوانی حضرت زینب
    دکتر عایشه بنت الشاطی بانوی نویسنده و اهل تحقیق اهل سنت چنین می گوید:« زینب در آغاز جوانی چگونه بوده است؟ مراجع تاریخی از وصف رخساره زینب در این اوقات خودداری می کنند، زیرا که در خانه روبسته زندگی می کرد. ما نمی توانیم مگر از پشت پرده وی را بنگریم، ولی پس از گذشتن دهها سال از این تاریخ، زینب از خانه بیرون می آید و مصیبت جانگداز کربلا او را به ما نشان می دهد.»
    تاریخ او را ندیده، چرا که حیای او مانع از آن شده است و مادرش فاطمه توصیه کرده است که «خیر للنساء لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال»«معنی: برای زنان بهتر است که آنان مردان را نبینند و مردان (نیز) آنها را نبینند.» و اگر دستور الهی و آسمانی نبود که «ان شاء ان یراهن سبایا»«به راستی که خدا خواسته که آنها را اسیر ببینند»، حسین علیه السلام هرگز به خود اجازه نمی داد خواهر را در سفر کربلا به همراه ببرد.

    3 – نمایش شکوه حیاء و عفت هنگام حرکت از مدینه
    شهر مدینه شبی را به یاد می آورد که کاروان حسین (ع) با تمام شکوه و جلال به سوی مکه روانه شد. آن شب از شبهای ماه رجب که کاروانی مجلل از مدینه بیرون رفت، در حالی که دو بانوی «حیا» و عفت را جوانان بنی هاشم و در رأس همه سید جوانان اهل بهشت احاطه نموده بودند. در قطعه ای تاریخی، راوی چنین نقل می کند: «چهل محمل را دیدم که با پارچه های حریر (ابریشم) و دیباج زینت شده بودند. در این وقت امام حسین (ع) دستور داد بنی هاشم زنهای محرم خود را سوار بر محمل ها نمایند. سپس در این حال من نظاره می کردم که ناگهان جوانی از منزل حسین (ع) بیرون آمد در حالی که قامت بلندی داشت و برگونه او علامتی بود و صورتش مانند ماه می درخشید و می فرمود: «بنی هاشم کنار روید و آن گاه دو زن از خانه حسین (ع) خارج شدند، در حالی که دامانشان بر اثر حیای از مردم به زمین کشیده می شد و دور آن دو را کنیزانشان احاطه نموده بودند. سپس آن جوان به سوی یکی از محملها پیش رفت و زانوی خود را تکیه داد و بازوی آنها را گرفت و بر محمل سوار نمود. من از بعضی پرسیدم آن دو بانو کیستند؟! جواب دادند: یکی از آنها زینب علیهاالسلام و دیگری ام کلثوم دختران امیرالمومنین (ع) هستند. سپس گفتم: این جوان کیست؟! گفته شد: او قمر بنی هاشم، عباس فرزند امیرالمومنین (ع) است. سپس دو دختر صفیر را دیدم که گویا امثال آنها آفریده نشده است. سپس یکی را همراه زینب و دیگری را همراه ام کلثوم سوار نمودند. سپس از (اسم) آن دو دختر پرسیدم. گفته شد: یکی سکینه و دیگر فاطمه، دختران امام حسین (ع) می باشند. آن گاه بقیه بانوان به همین جلالت و عظمت و حیاء و متانت سوار شدند و حسین علیه السلام ندا داد: کجاست عباس قمربنی هاشم! عباس عرض کرد: لبیک، لبیک، ای آقای من! فرمود: اسبم را بیاور. اسب آقا را حاضر کرد. آنگاه حضرت بر آن سوار شد و بدین سان کاروان حیاء، عفت و متانت و نجابت مدینه را ترک گفت.
    4 – زیورآلات فدای حیا و عفت
    پس از غارت لباسهای امام حسین (ع) سپاهیان کوفه و شام به سوی خیمه ها هجوم بردند. لحظات تلخ و جانکاه بود. زینب کبری بیش از همه تلخی و مخاطرات این تهاجم وحشیانه را احساس می کرد؟ چرا که از یک سو پاسبان خیمه های حیا و عفت بود و از طرف دیگر حفظ جان امام زمانش را به عهده داشت. حضرت زینب که منش و خوی کوفیان را می شناخت برای حفظ عفت و حیای بانوان و قبل از آمدن آنها، تمام زیورآلات زنان را جمع کرده خطاب به عمربن سعد فرمود: «ای عمربن سعد! سپاهیان خود را از تعجیل و شتاب در غارت خیمه ها باز دارد! خود آنچه اسباب و زیورآلات است به شما واگذار می کنم. مبادا دست نامحرمان به سوی خاندان رسول خدا (ص) دراز شود. ( و بر قامت حیا و نجابت غباری بنشیند». تمامی وسایل و زیورآلات، حتی گوشواره های فاطمه بنت الحسین (ع) نیز که یادگار امام بود در محلی جمع شد و پس از آن که زنان و کودکان در گوشه ای اجتماع کردند دختر شجاع علی (ع) فریاد زد: «هر کس میل دارد؛ وسایل و زیورآلات را بردارد، عداه ای پیش آمدند و هرچه بود غارت کردند...».
    5 – فریاد توفنده حضرت زینب بر بی حیاها
    کاروان اسرا وارد کوفه شد مردم در حالی که خاندان رسول خدا (ص) را به سوی عبیدالله بن زیاد می بردند اسیران را تماشا می کردند. در این لحظه صدای بانوی حیا بلند شد: «یا اهل کوفه، اما تستحیون من الله و رسوله ان تنظروا الی حرم النبی صلی الله علیه و آله»«ای اهل کوفه: از خدا و فرستاده او شرم نمی کنید که به خانواده پیامبر چشم دوخته اید.»
    6 - تجلی حیا در دارالاماره کوفه
    حضرت زینب کبری علیهاالسلام در دوران اسارت وقتی به دارالاماره رسید بغض راه گلویش را بست، چرا که او همه این خانه را می شناخت، این جا روزی خانه زینب بود، روزگاری که اسم پدرش علی، با عظمتی بی مانند جهان را پر ساخته بود. اشک در دیدگانش حلقه زد ولی خودداری کرد، مبادا گریه خوارش کند. در آن دم به اتاق بزرگی رسید و دید، عبیدالله ابن زیاد در جایی نشسته که پدرش در آنجا می نشست و از میهمانان پذیرایی می کرد. حضرت زینب که بی ارزش ترین لباسهایش را بر تن و کنیزانش دورش را گرفته بودند، حیا را به عرصه نمایش گذاشت و بدون آن که به امیر سرکش خود خوار اعتنایی کند، به صورت ناشناس در گوشه ای نشست در حالی که سراپای وجود او را شرم، حیا، نجابت و پاکی احاطه کرده بود.
    ابن زیاد پرسید: این زن کیست؟( سه با این سئوال را تکرار کرد؟) حیا و نجابت حضرت زینب کبری از یک طرف، علم حضرت به قصد ابن زیاد برای تحقیر اهل بیت علیه السلام از طرف دیگر، اجازه نداد زینب جواب او را بدهد. تا آنجا که ابن زیاد ملعون با نیش زبانش نمک به زخم زینب کبری پاشید و برای آزردن او گفت: «کیف رایت صنع الله باخیک و اهل بیتک»«معنی: کار خدا را با برادر و خانواده ات چگونه یافتی؟»
    زینب کبری جوابی کوتاه، ولی بسیار زیبا داد که ریشه در کمال حیای او داشت. حضرت با آرامشی که از حیا و رضای قلبی او حکایت داشت آن جمله ی به یاد ماندنی را فرمود:« ما رایت الا جمیلا»«جز زیبایی چیزی ندیدم.»
    7 – مجلس یزید، اوج تقابل حیا با بی حیایی
    یزیدبن معاویه که اکنون حسین بن علی (ع) و یاران ازاده ی او را به قتل رسانده از قدرت و پیروزی خود سرمست است و می خواهد به اصطلاح این فتح را به شامیان و شخصیت های بزرگ آن سرزمین تفهیم کند. از این نظر دستور داد مجلسی بی سابقه ترتیب دهند که در آن همه ی شخصیت های خارجی که مقیم پایتحت وی هستند اشراف و سران شام شرکت کنند. در آن مجلس خود بر بالای تختی زرنگار نشست و مظاهر قدرت خویش را در آن مجلس نمودار ساخت. در این هنگام فرمان داد سر مقدس عنصر فضیلت را در برابر آن ناپاک زاده ی رسوا و کینه های شیطانی و عداوت های موروثی با طرزی وحشیانه و غیر انسانی نسبت به خاندان علی ظاهر سازد و با آن چوب دستی که در دست داشت نسبت به آن سر بریده اسائه ای ادب کرد.
    طبری که از مورخان متعصب اهل سنت است در این باره می نویسد: «پس از آماده گشتن مجلس به مردم اجازه داد تا وارد شوند، در حالی که سر حسین (ع) در برابر او قرار داشت و در دست او چوبی بود که با آن نسبت به دهان و دندان آن بزرگوار اسائه ای ادب می نمود.
    آن گاه دستور داد که اسیران را وارد کنند. مجلسیان به دختران و دودمان پیامبر نگاه می کردند که تا دیروز در پس پرده عزت و احترام قرار داشتند و بیگانه ای رخسار آنان را ندیده بود.
    هنگامی که مدعوین بزرگواری و ارجمندی این دودمان را به خاطر آوردند همه از شرم و خجالت چشم بر هم نهادند ولی در آن جمع، مرد تنومند شامی سرخ رویی، با چشمانی از حدقه درآمده به فاطمه دختر حسین علیه السلام می نگریست و با نگاه های آزمندانه خود می خواست او را ببلعد. فاطمه هراسان و لرزان به عمه اش زینب پناه برد. مردک شامی برخاست و به یزید گفت: یا امیرالمومنین! این دوشیزه را به من ببخش! فاطمه در حالتی که از وحشت می لرزید، دامن عمه اش زینب را گرفت. زینب او را در آغوش گرفت و فرمود:«گمان دروغ بردی و فرومایگی کردی! نه تو چنین حقی داری و نه یزید» یزید خشمگین شد و سخنانی بین زینب و یزید رد و بدل شد تا آنکه زینب کبری علیهاالسلام فرمود:«اکنون که سرتاسر زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته ای و ما را مانند اسیران به هر سو می کشانی به گمانت که پیش خدا بر ما پستی و برای تو شرف و منزلت است؟!» آنگاه فریاد آهنین حیا بر فرق مجسمه ی بی حیایی فرود آمد که:« امن العدل یابن الطلقاء تخدیرک حرائرک و امائک و سوقک بنات رسول الله (ص) بسایا قد هتکت ستورهن و ابدیت وجوههن تعدوا بهن الاعداء من بلد الی بلد یستشر فهن اهل المناهل و المناقل و یتصنع وجوههن القریب و البعید و الدنی و الشریف لیس معهن من رجالهن ولی ولا من حماتهن حمی و کیف یرتجی مراقبه من لفظ فوه اکباء الازکیاء و بنت لحمه من دماء الشهداء.»«ای پسر آزادگان آیا از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را پرده بنشانی و دختران (پرده نشین) رسول خدا (ص) را اسیر کنی. (و شهر به شهر بگردانی) پرده آبروی آنها را بدری و صورت آنها را نمایان سازی تا دشمنان آنان را از شهری به شهری ببرند و بومی و غریب چ�
     

     ( امتياز دهنده: 0)
     
    بازگشت به صفحه اصلي
    شما در اين سايت عضو نيستيد و نمي توانيد فايلي دانلود کنيد. لطفاً در اين سايت عضو شويد.
        تعداد بازديدها: 865 | نويسنده: مدير سايت | چاپ مطلب