|
|
|
استاد حجه الاسلام و المسلمين جناب آقای مهدی عدالتيان
رسالت حوزههای علمیه و طلاب و تکلیفی را که دانش پژوهان علوم دینی به عهده دارند در سه کلمه خلاصه میکنم که برگرفته از فرمایش امام صادق(عليهالسلام) میباشد. ایشان میفرمایند: «من تعلّملله عزوجل و عمللله و علّملله دعي في ملكوت السماء عظيما»[1] هرکس برای خدا یاد بگیرد، برای خدا عمل کند و برای خدا نشر دهد، در ملکوت آسمانها از او به عظمت یاد خواهد شد. ما یک عالم ملک داریم و یک عالم ملکوت. در این عالم ظاهر، ممکن است کسی به بزرگی یاد شود ولی در حقیقت بزرگ نباشد، از کسی تجلیل بشود اما شایسته تجلیل نباشد. اما در ملکوت عالم یعنی باطن این عالم، جایی که حقایق آشکار است اگر کسی بزرگ شود حقیقتا بزرگ است. لذا آن حضرت میفرمایند کسی که این سه قدم را بر دارد در عالم ملکوت به عظمت از او یاد خواهد شد و همین سه قدم هدف تحصیل علوم دین و طلبگی است یعنی اگر از یک طلبه بپرسیم که چرا طلبه شدی؟ میتواند بگوید برای سه کلمه: 1. یاد گرفتن برای خدا 2. عمل کردن برای خدا 3. نشر دادن برای خدا یکی از معارفی که بسیار مهم، کاربردی و مورد نياز جامعه امروز است بحث پوشش بانوان است. در این زمینه هم یک دانشپژوه علوم دینی باید این سه گام را بر دارد؛ ابتدا شناخت صحیح پوشش و پاسخ به سؤالات مربوط به آن، که این همان مرحله «تعلملله» (یاد گرفتن برای خدا) است. قدم دوم عمل است یعنی آنچه را که فرا گرفت و فهمید درست است به همان درست و بهترین عمل کند(عمل لله). و قدم سوم هم نشر است. (علمّ لله) مسأله پوشش بانوان از مسایلی است که با این سه هدف میتوان تعقیب کرد: یاد گرفتن برای خدا، به کار بستن برای خدا و بعد هم در وسعت و محدوده در اختیار، نشر معارف. ان شاء الله با این هدف جلسه را آغاز می کنیم که برای خدا یاد بگیریم برای خدا عمل کنیم و برای خدا نشر بدهیم. * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: با توجه به این که بيشتر جمع حاضر طلاب علوم دینی هستند، اصل فلسفه حجاب توسط این بزرگواران پذیرفته شده است. میخواهیم برای ورود به بحث درباره مفهوم حجاب و پوشش و بعد از آن سیمای حقیقی آن در اسلام مختصرا توضیحی بفرمایید تا تصویر روشنی نسبت به پوشش از نگاه اسلام برای ما حاصل شود. استاد: پوشش بانوان در حقیقت نوعی مجهز شدن به امکانات لازم برای حضور صحیح و سالم در جامعه و فعالیتهای خداپسند هست. یعنی اگر یک بانوی مسلمان بخواهد در جامعه حضور پیدا کند و فعالیتهای خداپسندی داشته باشد باید مجهز به امکانات لازم باشد که یکی از تجهیزات همین پوشش است که با مجهز شدن به آن جهت فعالیتهای اجتماعی آماده ميگردد. اگر یک خانمی نخواهد در جامعه ظاهر بشود و در منزل خود و در محیط بسته و محفوظ خودش باشد نیاز به حجاب در جامعه ندارد ولی وقتی بخواهد در جامعه ظاهر شود باید پوشش لازم را داشته باشد که با این پوشش در حقیقت هم خودش از آفات و خطرها مصونیت پیدا میکند و هم دیگران را از لغزشها حفظ میکند. البته انگیزهها و حکمتهای پوشش متعدد است که در طول بحث به تفصیل به آن خواهیم پرداخت. یکی از مهمترین انگیزههای پوشش این است که انسان بتواند حضور سالم و مفید در جامعه داشته باشد. اگر خانمی بخواهد در جامعه فعالیت داشته باشد ولی پوشش لازم را رعایت نکند فعالیت او اگرچه که مفید باشد از سلامت برخوردار نیست و آفت پذیر است. پس در حقیقت پوشش وسیلهای است که فعالیتهای اجتماعی را از آفات مصون میکند و به زن حفاظت میدهد که بتواند فعالیتهای اجتماعیاش را داشته باشد. * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: چار چوبهای اسلامی حجاب و خط قرمزهایی که اسلام برای یک خانم و یا به طور کلی یک انسان مدنظر قرار داده است چیست؟ و چرا بر پوشش بانوان تأکید بیشتري شده است؟ استاد: در رابطه با نوع پوشش و حدود آن یک ملاک و یک تعریف داریم که ملاک آن در خود قرآن کریم تعریف شده است مثلا در سوره مبارکه احزاب[2] وقتی خداوند متعال در آیه 59 بحث پوشش را مطرح میکند در پایان آیه میفرماید:«… ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ» رعايت پوشش باعث میشود که اینها به عنوان یک فرد مؤمن و سالم و متعهد شناخته شده و اذیت نشوند. افراد مغرض و بیماردل دنبال کسانی هستند که آنها هم بی تمایل نسبت به بیماری آنها نباشند. وقتی خانمی پوشیده، سنگین و متین است و از طمع شیاطین دور هست آنها به او طمع نمی کنند. باز در جای دیگری از همین آیات سوره مبارکه احزاب میخوانیم که وقتی خداوند به پیامبر نسبت به همسرانش تذکراتی میدهد میفرماید که اینها وقتی با مردان سخن میگویند اینطور نباشد که سخن گفتنشان با حالت ناز و کرشمه و به گونهای باشد که بیماردلان به طمع بیافتند و شیاطین به آنان طمع کنند. پس این دو آیه شریفه به ما میفهماند که پوشش باید به گونهای باشد که شیاطین، این بانوی مسلمان را وسیلهای برای وسوسههای خود قرار ندهند و زن ابزار دست شیطان نباشد. شیطان کارش ایجاد انحراف و وسوسه است مانند دزدی که کارش دزدی کردن است اما برخی از غفلتها به دزد در دزدی کردن کمک میکند مثل این که کسی فراموش کند شیشه اتومبیلش را بالا دهد. این یک غفلت است و دزد را به طمع میاندازد و از این غفلت استفاده کرده و به راحتی دزدی میکند. من معتقدم خیلی از خانمهایی که پوشش اسلامی و خداپسند ندارند انسانهای بدی نیستند و نمیخواهند فتنه ایجاد کنند ولی غفلت دارند و شیطان هم از این غفلت آنان سوء استفاده میکند. مثل همان کسی که غفلت کرده و شیشه ماشینش را بالا نداده است ولی نمیخواهد که ماشینش را بدزدند ولی این غفلت سبب میشود که دزد به طمع افتاده و سوء استفاده نماید. بنابراین پوشش یعنی به گونهای باشیم که: 1. شیطان انسان را وسیلهای برای کارهای خودش قرار ندهد و ديگران به وسیله خانمها، وسوسه نشوند. 2. از طرف دیگر مصونیت فردی هم ایجاد شود. برای رسیدن به این هدف، فقهای بزرگوار با توجه به حکمتهای پوشش که در قرآن آمده است و به استناد روایات صریحی که به امر پوشش اشاره دارد فرمودهاند که پوشش یک خانم مسلمان باید به گونهای باشد که تمام بدنش از نامحرم پوشیده باشد غیر از صورت به مقداری که در وضو شسته میشود و دستها از مچ تا سر انگشتان. اما با این قید که «پوشش مهیج و وسوسه انگیز» نباشد. چون ممکن است خانمی این مقدار را بپوشاند ولی نوع دوخت و رنگ لباس به گونهای باشد که ابزار وسوسه شیطان قرار گیرد. مطالب فوق تعریف پوشش از دیدگاه قرآن و محدوده حجاب خانمها از دیدگاه روایات بود. ولی نوع پوشش را باید خانمها با توجه به قید آن (مهیج و وسوسه انگیز نبودن) و منطبق با تعريف آن تعیین کنند. البته ما در فقه اسلامی در بارهی همه واجبات یک اصطلاحی داریم تحت عنوان مقدمه واجب. مثلا در وضو شستن دستها از آرنج تا سر انگشتان واجب است ولی برای احتیاط میگویند مقداری بالاتر از آرنج شسته شود تا یقین به شستن آرنج حاصل گردد. پس در هر واجبی لازم است مقداری احتیاط صورت گیرد تا یقین به انجام واجب حاصل شود. در زمینه پوشش هم این قضیه جاری است. اگر فقه اسلامی بازگذاشتن گردی صورت و دستها تا مچ را جایز میداند باید مقداری از این حد را بپوشانند تا یقین شود که همان محدوده جایز باز گذاشته شده است. که اصطلاحا به آن احتیاط علمی میگویند یعنی علم و یقین پیدا کردن به اینکه امر لازم انجام شده است. اما پاسخ بخش دوم سؤال که فرمودید چرا مسأله با پوشش، به خانمها بیشتر تاكيد شده است باید دو نکته عرض شود: نکته اول: اینکه در جايي که زمینه گناه باشد فرقی بین زن و مرد نیست یعنی اگر آقایی یقین داشته باشد که پوشیدن پیراهن آستین کوتاه در جایی زمینه گناه را فراهم میکند و مثلا در آن محل خانمی است که با نگاه به آن آقا به گناه میافتد میبایست آن لباس را نپوشد. اما اینکه به طور کلی درباره پوشش مردان تأکید نشده است به این دلیل است که خداوند متعال جاذبه را بیشتر در وجود زن قرار داده است و عمدتا در طول تاریخ، زنان به منزله شکار و مردان به منزله شکارچی تلقی شدهاند. یعنی جذابیت مربوط به خانم است و میل و جذب شدن و به دنبال رفتن، مربوط به مرد (البته هر قانونی استثنائایی هم دارد) بهترین شاهد هم این است که بیشتر شعرا، داستان نویسان و همه کسانی که در طول تاریخ میخواستهاند مسأله دوستی و محبت را بیان کنند، زن را توصیف کردهاند و بیشتر در مورد ویژگیهای زن صحبت کردهاند. مثلا چقدر شعرها در مورد گیسوان و ابروهای زنان سروده شده است ولی هیچ کس در مورد سبیل، زلف و ابروی مردان شعر نسروده است. پس این نشان میدهد که خداوند به طور طبیعی جذابیت را در زن قرار داده است و وقتی جذابیت بیشتر باشد طمع نیز بیشتر می شود و آن جایی که طمع بیشتر صورت گیرد حفاظت بیشتری را میطلبد. مثل اینکه کسی بگوید چرا طلاها را در گاو صندوق میگذارند اما کاغذهای معمولی را روی میز؟ در پاسخ میگوییم که به طلاها طمع بیشتری میشود پس نیاز به حفاظت بیشتری دارد. بنابراین یک اصل کلی این است که هر چیزی که به آن طمع بیشتری میشود حفاظت بیشتری را لازم دارد و حکمت اینکه به خانمها توصیه شده است که بیشتر رعایت پوشش را بنمایند این است که خداوند متعال زیبایی و جاذبه را در زن بیشتر قرار داده است بنابراین به حفاظت بیشتری نیاز است. اما اگر مردی هم در موارد خاص احساس کرد که مورد طمع است پوشش بر او نیز واجب است. * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: در مورد اینکه فرمودید اگر مردی لباس آستین کوتاه بپوشد و در محلی حاضر شود که خانمها به گناه میافتند این امر در مورد خانمها هم صادق است. مثلا ممکن است خانمی با پوشش مانتوی معمولی در جمعی حاضر شود که مردان به گناه بیافتند. حالا در این جا آیا تکلیف متوجه مخاطب است که خود را اصلاح کند و به گناه نیافتد؟ یا وظیفه مربوط به شخص حاضر شده، است که به گونهای پوشش را رعایت کند که دیگران به گناه نیافتند؟ استاد: سؤال خوبی را مطرح فرمودید منتهی این سؤال در عرف این چنین مطرح است که چرا به مردان نمیگویند نگاه نکنید ولی به زنان میگویند پوشیده باشید؟ البته پاسخ این سؤال را قرآن کریم در سوره مبارکهی نور مطرح میکند و اول به مردان میگوید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ...»[3] ای پیامبر(صلياللهعليهوآلهوسلم)! به مؤمنین بگو چشمهایشان را پایین بیاندازند و نگاهشان را کنترل کنند و بعد مسأله پوشش زنها را بیان می کند. اما اینکه فرمودید ممکن است یک خانمی با مانتو در جایی حاضر شود که دیگران وسوسه شوند و به گناه بیافتند. باید دقت شود که اگر نوع پوشش وسوسه انگیز است باید زن پوشش خود را عوض کند. اما اگر یک کسی مریض است که به هر چیزی حالش عوض می شود حتی اگر خانمی را با چادر مشکی و کاملا پوشیده ببیند. اینجا مرد مریض است و خانم تکلیفی ندارد. البته وقتی خانمها تکلیفی ندارند که رعایت پوشش لازم را کرده باشند و الا اگر خانمی، مانتویی پوشیده باشد که از نظر دوخت و رنگ جذاب و برانگیزانندهی توجه و نظر باشد دیگر نمیتوانند بگویند که مردان نگاه نکنند. چرا؟ زیرا قاعده و اصل اولیه بر حفاظت ارزشمندیها است مثلا اگر کسی بگوید: «ما شبها مغازهام را نمیبندم، به دزدها بگویید دزدی نکنند.» حرف باطلی است و هیچ کس هم این حرف را نمیزند. یا اینکه فردی با یک بغل پر از پول از بانک بیرون بیاید و بگوید که من پولها را در کیف نمیگذارم به دزدها بگویید که دزدی نکنند. عقلای عالم همگی قبول دارند که هر جا شيء ارزشمندی باشد صاحب آن باید از آن حفاظت کند نه اینکه آن را در معرض قرار دهد و بعد بگوید سارقین سرقت نکنند. * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: آیا میتوان گفت حجاب به عنوان حق زن مطرح شده است نه به عنوان یک تکلیف؟ چرا که اگر اثبات شود حجاب حق زن است مسلما دفاع از آن را بر خود واجب و مبارزه با بدحجابی را در جامعه مبارزه برای احقاق حق خود میداند. استاد: بهتر است قبل از پاسخ به این سؤال، فرق بین «حق» و «تکلیف» را بیان نماییم. «حق» جایی است که صاحب حق، طلبکار است؛ یعنی مطالبه میکند. پس هرجا که فردی طلبکار است آنجا حق دارد مثلا کسی که پول به قرض داده است حق دارد که پولش را پس بگیرد، کسی که عضو یک مجموعهای است و کاری انجام داده است حق دارد حق الزحمهی خودش را مطالبه کند. پس «حق» آن جایی است كه مطالبه مطرح است. «تکلیف» آن جایی است که بدهکاری مطرح است نه طلب کاری. یعنی مثلا تکلیف این است که اگر بدهکار و مدیون هستم آن را بپردازم. به طور خلاصه می توان تفاوت بین این دو مطلب را این طور بیان کرد که «حق» و «تکلیف» در مورد طلبکاری و بدهکاری است. حق را ما طلبکاریم و باید بگیریم و تکلیف را بدهکاريم و باید پرداخت کنیم. حال با توجه به این تفاوت و آیات سوره احزاب که مطرح کردیم در مورد حجاب هر دو نکته قابل طرح است. چرا كه حجاب هم امری شخصی و هم اجتماعی است. از آن منظری که به شخص بر میگردد یک «حق» است. در مورد حجاب دو نکته مطرح است: اول این که شما اگر حجاب داشته باشید به عنوان فرد مؤمن شناخته میشوید و از اذیت مصون هستید. یعنی «حق» شما امنیت است پس امنیت فردی، حق یک خانم مسلمان است و کسی نمی تواند این امنیت فردی را به خطر بیندازد. از طرف دیگر جامعه این تکلیف را بر عهده ما میگذارد که امنیت اجتماعی دیگران را به خطر نیاندازیم و آن را حفظ نماییم. مثلا یک مغازهدار حق دارد در مغازه خودش امنیت داشته باشد و تکلیف دارد که امنیت همسایه خود را به خطر نیندازد. بنابراین در بحث حجاب هر دو مسأله مطرح است اگر در جامعه بیحجابی گسترش پیدا کند امنیت از بین می رود (و مثلا یک پسری که به دانشگاه میرود ممکن است با دیدن یک خانم بد حجاب به گناه و اعتیاد و ... دچار شود و خانوادهها احساس امنیت نکنند) از این جهت حجاب یک «تکلیف» است که باید رعایت شود. و از طرف دیگر چون حجاب یک امنیت فردی برای خانم دارد «حق» میشود. پس حجاب هم حق است و هم تکلیف.
* * * * * * * * * *
مجری کارشناس: حجاب چه فوایدی دارد و چه فرقی بین خانم محجبه و خانم بدحجاب یا بی حجاب وجود دارد؟ چرا که در جامعه شاهد هستیم همچنان که خانمهای محجبه موفقیتهایی دارند خانمهای بد حجاب و بیحجاب هم موفقیتهایی را کسب کردهاند. استاد: حجاب فواید زیادی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنم[4]: 1. جلب رضایت خداوند. 2. اظهار صداقت در دوستی خدا. چون دوستی نشانههایي دارد مثلا وقتی کسی با زبان به شما بگوید:«چاکرم، مخلصم، به شما علاقه دارم، دلم برای شما تنگ می شود» اگر در جایی به حرف شما و منطبق با خواسته شما عمل کرد این نشانه دوستی اوست. پس کسی هم که پوشش و حجاب را که خواست صریح خداوند متعال است رعایت کند این نشان دهنده صداقت او در دوستی با خداست. 3. مصونیت فردی 4. دستاویز و وسیله سود جویی شیطان نشدن. زیرا که خیلی از افراد را شیطان از این طریق منحرف می کند. 5. با پوشش درست فرد میتواند دیگران را نیز تشویق به حجاب درست کند و در ثواب آنها نیز شریک شود. 6. باعث پیشرفت در کار است، چرا که بیحجابي انسان را به دور کردن خطرها واموری از این قبیل مشغول میکند و شاید در کارش زیاد پیشرفت نکند. 7. و.... وقتی فواید یک امری مشخص شد زیانهای عدم آنهم مشخص می شود و برخی از زیآنهای بدحجابی هم عبارت است از: ناخشنودی خداوند، بیبرکتی در عمر، همکاری با شیطان، شریک جرم دیگران شدن، نکتهی بسیار مهم این است یک خانم بی حجاب ممکن است با عملش یک خطایی انجام دهد که به دنبال این خطا، خطاهای بسیاری بهوجود آید و در قیامت تمام گناهان به پای آن یک فرد نوشته شود. جوانی برای مشاوره پیش من آمده بود و برای این که خود را معرفی کند گفت که من هر گناهي که بگویید انجام دادهام و سرمنشاء تمام گناهان من هم از دیدن یک منظره بی حجابی بوده است که باعث شد از آن پس وسوسه شوم و به خانمهای دیگر هم نگاه کنم، بعد از درسم بیفتم ، معتاد شوم، نیاز به پول داشته باشم و دست به سرقت بزنم و.... یکی از اسامی قیامت یوم النشور[5] است یعنی روزی که اعمال باز شده و به انسان نشان داده میشود که چه کارهایی کرده است. روز قیامت به خانم بی حجاب گفته میشود بیا کارهایی که کردهای را نگاه کن. شاید فرد احساس کند که هیچ کاری نکرده است و فقط بی حجاب به بازار رفته و برگشته است در حالیکه نمیداند در بین راه یک یا چند مرد را به گناه وادار کرده است و... در حالي كه همه این گناهان به حساب او نوشته شده است. برای واضح شدن بحث خوب است این مثال را مطرح کنم. فرض کنید که عدهای از بچهها در کوچهای بازی میکنند و اتفاقا توپ از دست یکی از بچهها محکم وارد خانه فردی میشود و شیشه زیر زمین آن خانه میشکند از قضا پشت شیشه گلدانی هم هست و آن هم میشکند و داخل زیر زمین هم فردی است که از ذرات گلدان و شیشه مجروح میشود. در ابتدا آن بچهای که توپ را به داخل آن خانه انداخته است فکر میکند که اتفاقی نیافتاده، فقط یک توپ داخل خانه کسی رفته است لذا می رود آن را میگیرد ولی ناگهان صاحب خانه با سر و صدا بیرون میآید که ببینید چه کار کردید: شیشه و گلدان را شکستهاید، فردی را مجروح کردهاید و ... پس این کار در نگاه اول چیز مهمی به نظر نمیرسید و فرد از تبعات آن خبر نداشت ولي بعد متوجه شد. لذا تبعات بی حجابی زیاد است که اگر برای خانمهای بیحجاب درست تشریح شود شاید دست از بی حجابی بر دارند. * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: بحث اصلی که جمع حاضر بیشتر روی این بحث تأکید داشتند این است که متغیرهای مؤثر در نوع پوشش چیست؟ آیا شخصیت و شأن اجتماعی، شأن سیاسی، اقتصادی و ... میتواند به عنوان متغیر نوع پوشش باشد؟ آیا شأن اجتماعي طلبه ایجاب میکند که حجاب خاصی را داشته باشند؟ استاد: در رابطه با پوشش، ما یک حداقل پوشش داریم و یک بخش فضیلت و امتیاز. به بیان سادهتر، همان طور که در مدرسه دانش آموزان در پایان سال سه دسته میشوند: مردود، قبول، ممتاز. در انجام تکالیف دینی هم ما این سه مرحله را داریم که بحث پوشش هم جزء تکالیف دینی است. در پوشش هم یک حداقل داریم که کمتر از آن مردود است و پذیرفته نمیباشد و به هیچ عنوان و شرطی نمیتوان از آن دست برداشت. مثلا یک خانم نمیتواند بگوید من برای جذب جوانان میخواهم مویم پیدا باشد. زیرا كه این حداقل، کم شدنی نیست و از این کمتر مردود است. اما مقداری که از حد قبولی بالاتر است و کمال محسوب میشود متغیراست. کسانی که الگو و معلم هستند باید بیشتر از حداقل را رعایت کنند چون میخواهند دیگران را بالا بیاورند و به کمال برسانند. همان طور که یک معلم باید اطلاعاتش از سطح کتاب بیشتر باشد در امور رفتاری هم همین طور است. در ارزشمندي این که خانمها هر چه بیشتر پوشیده باشند وکمتر با نامحرم ارتباط داشته باشند شکی نیست. مثلا خانمی که میخواهد پوشیه بزند یا صورتش را طوری بگیرد که فقط یک چشمش دیده شود همان طور که خداوند در قرآن کریم در سوره مبارکه احزاب میفرماید که اگر از همسران پیامبر(صلياللهعليهوآلهوسلم) چیزی میخواهید از پشت حجاب بگیرید (من وراء حجاب) و با آنها رو در رو نشوید. فقط یک موردی این جاست و آن هم خانمهایی که وظیفه جذب جوانان و افراد بی حجاب را دارند. شاید افرادی که بیحجاب هستند به خانمهایی که مثلا پوشیه دارند نزدیک نشوند. بنابراین بهتر است حجاب این خانمها حداقل و قدری بیشتر از حداقل باشد و برای جوانان[دختر] جذاب باشند تا به طرفشان بیایند و از این طریق آنها را راهنمایی کنند. اما خانمهایی که این مسؤولیت را ندارند هرچه بیشتر پوشیده باشند بهتر است.
* * * * * * * * * *
مجری کارشناس: برخي ميگويند اگر خانمها پوشیده نباشند و به حداقل و یا کمتر از آن اکتفا کنند برای مردان طبیعی میشود. و لازم نیست روی مسأله حجاب اینقدر تأکید شود. استاد: اگر به کشورهای خارجی غیر مسلمان نگاه کنیم میبینیم خانمهایی که موهایشان پوشیده نیست موی آنها برای مردان امری عادی شده است. اما این عادی شدن به این معنا نیست که کسی وسوسه نشود و غریزه نداشته باشد و طمع نکند. بلکه نفس انسان طوری است که هر گاه به عمل گناه و حرامی عادت کند بیشتر از آن را میطلبد. بنابراین در آنجا موی سر عادی شده است و برای آنها مهم نیست ولی چیزهای دیگری برایشان مهم میشود که باعث میشود به فسادهای دیگری روی بیاورند. «هوس» حد توقفی ندارد و بیشتر و بیشتر میشود و باید از یک حد منطقی جلویش گرفته شود. مثل داستان بچهای که در مکتبخانه حاضر نبود بگوید«الف». دوستش به او گفت: «بابا یک الف گفتن که کاری ندارد.» بچه در جواب گفت: «اگر من بگویم الف بعدش هم باید بگوییم ب، پ، .... من از اول الف نمیگویم تا مجبور نباشم بگویم ب، پ، ....» نفس انسان هم مدام طمع بیشتر دارد. لذا یک بانوی مسلمان از یک حد متعارف و معمول نباید عقب نشینی کند. نمونه عملی این قضیه را در جامعه خودمان در سیری که پیش آمد تجربه کردهایم. ابتدا گفتند که چادر خیلی ضروری نیست و میتوان از یک مقنعه گشاد و بزرگ با رنگ سنگین هم استفاده کرد. بعد گفتند این مانتوی گشاد زیر پا گیر میکند و آدم زمین میخورد. خوب است قدری کوتاهتر شود. مقنعه هم که چشم آدم را کور میکند یک ذره بالاتر رود. پس از مدت زمانی روسری بزرگ جانشین مقنعه شد و رنگش هم تغيير كرد. ذره ذره مدل لباسها هم تغییر يافت تا اینکه به لباسهای زمان الان رسیدیم. عادی شدن به معنای اتمام فساد نیست بلکه به این معنا است که این مرحله تمام شده است و باید به مرحله بعد [که فساد انگیزتر است] وارد شود ... لذا باید از این مطلب پرهیز شود. یک نکته: یک تحقیق نشان میدهد که در آمریکا در زمستانها که زنان پوشیده ترند فساد کمتر است و در تابستان که پوشش به حداقل می رسد میزان فساد هم بیشتر میشود.
* * * * * * * * * *
مجری کارشناس: یک طلبه چگونه ميتواند نسبت به حجاب تقويت گردد به گونهاي كه حجاب او داخل و خارج حوزه يكسان باشد؟ و در محيطهاي غيرحوزوي تحت تاثير محيط قرار نگيرد؟ استاد: طبیعی است که یک طلبه از چند جهت با بقیه فرق دارد: اول اینکه او آگاهتر است لذا انتظار خداوند متعال و دین از عالم بیشتر از فرد ناآگاه است، پس علم و رسالتی که به عهده عالمان است مسؤولیت آور است. تفاوت دوم این است که یک طلبه الگوی رفتاری جامعه است و ناخودآگاه مردم یک طلبه را الگو قرار میدهند و کار طلاب را مجوز شرعی میدانند. پس مسؤولیت طلبه از این جهت هم سنگین است. خوب یا بد بودن طلبه یک کار فردی نیست بلکه یک کار جمعی است و آثار مهمی در جامعه دارد و از این لحاظ هم مسؤولیت یک طلبه سنگین است. بنابراین پوشش طلبه نباید بوی حرام، شبهه و مشتبه بدهد. باید بیشتر از مقدار معمول رعایت کند زیرا در بین مردم رایج است که کارها را کمی عقبتر از یک طلبه انجام میدهند و اینگونه به خودشان القا میکنند «ما طلبه نیستیم که مثل آنها رعایت کنیم» و این يك امر طبیعی است. پس دیدگاه مردم این است که طلبه بیشتر از حد معمول و حتی مستحبات را هم رعایت میکند و اگر یک طلبه حداقل را رعایت کند مردم، دیگر حداقل را نيزرعایت نمیکنند و عقبتر از او کار را انجام میدهند. یک شعری در این زمینه هست که: اگر ملک ز باغ رعیت خورد سیبی برآورند غلامان او درخت از بیخ بنابراین اگر یک طلبه خدای ناکرده تار مویش دیده شود مردم میگویند خانم فلانی حوزوی است و آن گونه است ما که جای خود داریم. یک طلبه در مورد پوشش باید بداند که اگر کوتاهی کند کوتاهی او یک امر فردی نیست بلکه جمعی است و چون وظیفه او هم از این جهت که علم دارد و هم از این جهت که الگوست سنگین تر است، پوشش وي علاوه بر این که نباید از حداقل کمتر باشد بلکه باید از استحباب بیشتری هم برخوردار باشد. نکته دیگر این است که گاهی انسان از حوزه بیرون میرود و جای دیگر فعالیت میکند که پوشش آنجا مثل پوشش حوزوي نیست نکتهای که اینجا مطرح است این است که ما وقتی در جامعه قرار میگیریم آنجا زمان بهره برداری از زحمات تحصیلی ما است یعنی هدف از این همه تحصیل و رفت و آمدها، نشر معارف است. یاد گرفتن و عمل کردن یک امر فردی است ولی رسالت عمده طلبگی نشر آموختههایش است. اما اگر قرار باشد در محیط طلاب خوب باشیم و در سایر مکانها اینگونه نباشیم. در اینجاست که همهی دستاوردهای دوران تحصیل را از دست دادهایم. لذا اگر چیزی درست است همه جا درست و همه جا باید رعایت شود و اگر نادرست است چرا خودمان را معطل نادرست کردهایم. در محیطهای مختلف نباید دست از ارزشهایمان برداریم. البته چیزی که بنده خیلی نسبت به آن تأکید دارم این است که اگر منش، روش و اخلاق طلبگی درست رعایت شود ممکن است مردم در ابتدا خیلی به طلبه علاقه نداشته باشند ولی کم کم علاقهمند میشوند. در بین جامعه اتفاق افتاده است که وقتی یک طلبهی خوب مثلا وارد مغازهای شده است در ابتدا فروشنده خیلی از او خوشش نمیآمده است ولی بعدا که برخورد این طلبه را دیده با او دوست صمیمی و رفیق شدهاست. بنابراین اگر رفتار یک طلبه خوب باشد مهربان، دلسوز، خیرخواه و ... مردم با همان پوشش جذب او می شوند و خیلی وقتها اتفاق میافتد که جوانان و نوجوانان علاقمند میشوند که طلبه شوند. بنابراین در ابتدا نباید از برخورد مردم ترسید چرا که ممکن است در برخورد اول مردم از ما خوششان نیاید ولی بعدا با رفتار خوب، درست علاقمند بشوند. البته یکی از توصیههای معصومین(علیهمالسلام) به ما این است که توقع ما از مردم در سطح خودشان باشد و یک طلبه نباید توقع داشته باشد که دیگران هم مثل او پوشش داشته باشند و اگر حداقل را رعایت کردند آنها را تشویق و ترغیب کند چرا که در بسیاری از موارد توقع زیاد از مردم باعث دوری آنها از طلاب و مبلغین میشود.
* * * * * * * * * *
مجری کارشناس: حجاب یک مسأله اعتقادی است و هر فردی باید خودش به آن برسد و وقتی رسید باید به آن عمل کند بخش اول سؤال این است که چگونه به این باور برسیم و بخش دوم سؤال هم این که در فاصلهای که میخواهیم در این زمینه تحقیق کنیم و هنوز به آن نرسیدهایم آیا اشکال بر من وارد است که به حداقل اکتفا کنيم یا نه؟ استاد: منظور از این که پوشش از اعتقادات است یعنی این که پوشش جزء ضروریات دین است. در یک تقسیم بندی امور دین به دو دسته تقسیم میشوند: باورها و رفتارها. باورها مثلا این که عالم خدا دارد و او پیامبری فرستاده است و... و رفتارها مثل نماز و روزه و ... اصل پوشش یک باور دینی است و عمل پوشش یک رفتار دینی و خداپسندانه است. راه رسیدن به این باور مطالعه و پرسیدن و تحقیق کردن است و بعد عمل کردن. یعنی بعد از سیراب شدن عقل با استدلال و برهان آن باور قلبی با عمل کردن به دست می آید. امام صادق(علیهالسلام) به «عنوان بصری» فرمودند: «اطلب العلم باستعماله» علم را با عمل کردن به آن طلب کن. یعنی اگر انسان به آنچه میداند عمل کند مراحل بعدی (قوت و باور) برایش پیدا میشود. پس یقین دو قسم است: یقین عقلی و یقین قلبی. یقین عقلی با برهان ایجاد میشود این که بپرسیم و تحقیق کنیم که فلان مسأله در کجای آیات و روایات آمده است و چه دلیل و برهانی دارد. اما باور قلبی با عمل کردن به دست میآید. پس برای رسیدن به باور چیزی هم باید آگاهی کسب کنيم و هم به آن عمل کنيم. اما اینکه ما الان در راه تحقیق هستيم بخواهيم پوشش حداقل را داشته باشيم چون احتیاطا یک اصل عقلی است و هر جا انسان احتمال ضرر دهد احتیاط میکند یعنی همان دفع ضرر محتمل. بنابراین کسی که میخواهد درباره پوشش تحقیق کند ولی احتمال میدهد که اگر پوشش را رعایت نکند ضرر کرده و عقوبت دارد عقلش حکم میکند که فعلا پوشش را رعایت کند اگر پس از تحقیقات فهمید که خوب نیست، كنار بگذارد. پس از نظر عقلی انسان باید احتیاط کند تا تحقیقش نتيجه دهد. آب رفته به جوی نمیگردد باز بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز * * * * * * * * * *
سؤال حضار: آیا خانم محجبهای که پوشش کامل مثل پوشیه را رعایت میکند میتواند در مناطقی که خانمهای بد حجاب زیاد هستند با همان حجاب وارد شود؟ چرا که برخی بر این عقیده هستند که این نوع پوشش در آن مناطق باعث جلب توجه نامحرم می شود؟ استاد: اگر در این مناطق برای خانمهای محجبه خطری باشد یعنی افرادی هستند که این خانمها را اذیت میکنند و متعرض به آنها میشوند برای حفظ جان و عرض خود و به حکم دفع ضرر میبایست با همان حد واجب پوشش وارد آن مناطق شوند. اما اگر هیچ خطری برای او نیست چون آن خانم به عنوان یک ارزش به آن حجاب رسیده و پذیرفته است وجهی برای کنار گذاشتن این نوع پوشش وجود ندارد و نهایت برای افراد آن منطقه سؤالی در زمینه پوشش این خانم پیش میآید که می توانند بپرسند و گاهی مواقع این امور سبب خیر هم میشود. مثل خاطره ذیل: یکی از علما گذشته «مرحوم راشد» که به دستور «آیت الله بروجردی» در زمان شاه در رادیو صحبت میکردند نقل میکنند که ایشان در یکی از کشورهای خارج بعد از ظهری در خیابانی راه میرفتند و ناگهان یادشان میآید که نماز عصرشان را نخواندهاند و جز یک کلیسا جایی برای نماز خواندن نبوده است بنابراین به کلیسا میروند و همانجا شروع به نماز خواندن میکنند. ایشان میفرمایند وقتی که من شروع به خواندن رکعت اول کردم عدهای با حالت تعجب که این چه نوع عبادتی است دور من جمع شدند. رکعت دوم عدهای شروع به عکس گرفتن نمودند، وقتی نمازم تمام شد عدهای دور من جمع شده بودند و برایشان سؤال بود که این چه نوع عبادتی است؟ بنده هم شروع به توضیح دادم که من مسلمان هستم، اسلام این هست و ... خلاصه در حد یک ربع یک اسلام شناسی مختصر به آنها گفتم و از کلیسا خارج شدم. این که میگویند این گونه پوشش در برخي مناطق بیشتر جلب نظر نامحرم میکند این از سؤالهای غلط انداز است. زیرا هر جلب توجهی بد نیست بلکه جلب توجه دو نوع است: یکی جلب توجه منفی است زیرا آثار بدی بهجا میگذارد و وسوسه انگیز است و جلب توجه دیگر فقط جلب توجه است و آثار منفی ندارد مثل این یک روحانی در یک منطقهای که روحانی ندیدهاند وارد شود و همه به او نگاه کنند از این جهت که روحانی ندیدهاند و مشکلی هم به وجود نمیآورد. بنابراین اگر خانم محجبهای در مناطق بیحجاب، با همان پوشش حاضر شود خطری برایش نداشته باشد و جلب توجه منفی هم به وجود نیاورد جلب توجه صِرف، ضرری ندارد [زیرا خانم کاملا پوشیده است و چیزی برای وسوسه و طمع نمیباشد] و نهایت مردم آن منطقه می بینند که این چنین حجابیهم هست و ممکن است تبلیغ دین هم بشود. * * * * * * * * * *
سؤال حضار: محدوده مجاز پوشش در اسلام این است که خانمها تمام بدن خود را به جز صورت و دستها از مچ تا سر انگشتان بپوشانند با این قید که زینتی نداشته نباشد در این جا این سوال مطرح ميشود که چون صورت خانمها برای مردان زیبا است آيا باید از این حد کاملتر پوشیده شود يا خير؟ استاد: پوششی که برای خانمها تعریف شده یعنی پوشیدن تمام بدن به جز گردی صورت و دستها از مچ تا سر انگشتان با قید زینت نداشتن. و این که لازم نیست آقایان به اندازه خانمها پوشیده باشند حکمتش این است که جلب توجه نامحرم نکند و وسوسه انگیز و مورد طمع نباشد اما یک نکتهای هم قابل عرض است. این که در موارد خاصی که انسان یقین دارد محدودهی پوشش مقدمه گناه است میبایست یا وارد آن محیط نشود یا این که خود را کاملا بپوشاند و در این مورد فرقی بین مرد و زن نیست. پس اگر زیبایی خانمی در حد معمول باشد و باز بودن محدوده مجاز پوشش وسوسه انگیز نیست، رعایت حد شرعی گفته شده کافی است. اما اگر خانمی از نظر زیبایی استثنائی است و چهره او جلب توجه میکند و وسوسه انگیز و مورد طمع است حتما خود را تا حدی که از آن جلب توجه کاسته شود باید بپوشاند. البته این جلب توجه مربوط به افراد نامحرم، عادی است یعنی این که چهره او برای مردان نامحرمی که طبيعي هستند جلب توجه کند. اما اگر مردی مریض و بیمار دل باشد این گونه نیست. [1]. بحارالانوار، ج 2 ، ص 28. [2]. سوره مبارکه نور و احزاب از سورههایی است که به ویژگیهای پوشش بانوان اشاره کرده است. [3].؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [4] . فهرست کامل فواید حجاب و زیانهای بدحجابی در کتاب «نامهای به خواهرم» به طور کامل و در قالب یک جدولی ذکر کردهام و دانستن فواید و زیانها برای انسان خیلی جذاب است و به انسان توجه می دهد. [5]. نشور یعنی باز شدن |
|
||||||||
![]()
|