|
|
ارزش انساندشتها آلوده است در لجنزار، گل لاله نخواهد رویید. در هوای عفن، آواز پرستو به چه کارت آید؟ فکر نان باید کرد و هوایی که در آن نفسی تازه کنیم. گل گندم خوب است گل خوبی زیبا است. ای دریغا! که همه مزرعه دل ها را علف هرزه کین پوشانده است. هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویرانه شده دیگر نان نیست. و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست؟ و همه مردم شهر بانگ برداشته اند. که چرا سیمان نیست؟ و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست. «حميد مصدق» مجری کارشناس: با توجه به اینکه ما یک عرف عام داریم که نوع و میزان پوشش در آن متغیر و متجدد است و یک عرف خاص داریم که ویژه حوزه های علمیه است، نفرماييد عرف چه اندازه در تعيين میزان و نوع پوشش مؤثر است؟ چرا که ممکن است هر مدرسه علمیهای براساس سیاستهای حاکم بر آن، نظری خاص در مورد نوع پوشش داشته باشد. استاد: در رابطه با تأثیری که عرف بر رفتار انسان به ویژه پوشش خانم ها دارد این مقدمه را عرض کنم که تکالیف به سه صورت انجام ميگيرد و دارای سه حد است که به مانند نتیجه امتحانات پایان سال مدارس است: یک: حد مردودی دو: حد قبولی سه: حد ممتاز یعنی حدی که خداوند این بندگان را بیشتر دوست دارد و از پاداش ولطف الهی بیشتر برخوردارند. حال اگر پوشش و یا سایر ارزش های دینی در جامعه تغییر کند انسانهایی که میخواهند الگو و معلم باشند و آگاهانه زندگی کنند نمیتوانند آن حدود الزامی الهی را در هر بحثی به خاطر عرف کنار بگذارند لذا فرمودهاند: «لاطاعه لمخلوق لمعصیه الخالق.» یعنی هرگز نباید در جایی که معصیت خداوند است از مخلوق و بنده خداوند اطاعت کرد. پس اگر عرف مثلا این گونه باشد که مختصری از موهای خانم ها دیده شود هر چقدر هم که گسترده شود یک بانوی مسلمان به خودش اجازه نمی دهد که از آن تبعیت کند چون در جهت معصیت خالق است. پس نکته اساسی اینکه عرف (سلیقه ها، مدها، مسائل عرفی و… ) زمانی محترم است و ارزش دارد که در چارچوب عقل و شرع باشند و اگر از اين چارچوب خارج باشند از نظر مسلمان ارزش و اعتباري نداشته و مردود است. اما در مورد آن مقداري كه در چار چوب شرع و عقل است دو نكته مطرح ميشود: نکته اول: كساني كه مسوؤليتشان جذب افراد است بايد به گونهاي رفتار كنند كه: ـ هم افراد از آنها دور و متنفرنشوند. ـ و هم رشد آور باشند يعني افراد را تشويق كند كه رو به رشد باشند نه اين كه تنزل پيدا كنند. پس يك بانوي مسلمان و مؤمن و يك طلبه باید حجابش به گونهاي باشد كه دختران بي حجاب و دور از محافل ديني جذب آنها شوند و هم رشد آور باشد. با بیان اين دو نكته كه هم پوشش بايد براي دختران بي حجاب جذاب باشد و هم رشد آور، به اين نتيجه ميرسيم كه پوشش بايد خدا پسند باشد و قدري هم بيشتر از حداقل آن رعايت شود. و آن قدر بيشتر، به خاطر رشد آور بودن آن است و دختران به حداقل متوقف نشوند بلكه بدانند كه بايد بيشتر رعايت كنند. ممکن است اين سؤال پيش آيد كه شايد بعضيها اين نحوه پوشش را نپسندند و به طرف ما نيايند. اين مسأله در جلسه قبل هم مطرح شد كه اين امور را بايد از طريق كمكهاي ديگر جبران نماييم يعني از طريق برخورد مناسب، تحمل فراوان، سخن خوب گفتن و خوب سخن گفتن، هديه دادن، تشويق كردن و .... بنابراين پوشش مناسب آن پوششي است كه عرفِ مورد تأييد عقل و شرع، آن را طرد نكند، دختران جذب ما شوند و در عين حال رشد آور هم باشد. نكته دوم: در مورد عرف مورد تأييد عقل و شرع، اين است كه، به جاي اين كه ما تابع مد و عرف باشيم تلاش كنيم كه مبتكر و خلاق باشيم و در مورد نوع پوشش طرح بدهيم. به طور مثال چرا ما بايد بگوييم كه امروز فلان روسري مد است؟ چرا طلاب جوان، خلاق، فعال، خوش ذوق و خوش سليقه زير نظر اساتيد مجرب يك طرح براي نوع پوشش طراحي نمی كنند؟ مگر اين رسمها و مدها چگونه پديد ميآيد؟! نهايت يك يا چند نفر، لباسي مي پوشند و برخوردي مي كنند و ديگران هم از اين ها تبعيت مي كنند. در اینجا چرا ما باید تابع آنها باشيم؟ بياييم خودمان طرح بدهيم خلاقيت به خرج دهيم و روش خوب و ارزشمند را ايجاد كنيم. وقتي يك خانم خوب با پوشش مناسب و مقید فعاليت اجتماعي مفید انجام دهد يك الگو مي شود و كسي نمي گويد كه يا بايد مفيد و بي حجاب باشيم و يا باید باحجاب، بي فايده، گوشه گير و كاري به كسي نداشته باشيم. پس وقتي كه يك خانم مسلمان با حفظ عفت و حجاب بتواند فعاليتهاي مثبتي هم در جامعه داشته باشد اين الگو دهي، مد دادن و روش دهي به جامعه است. بنابراين سعي نكنيم كه هميشه ما تابع دیگران باشيم بلكه سعی کنیم مبتكر و خلاق [در چارچوب عقل وشرع] باشيم. * * * * * * * * * * *
مجري كارشناس: با توجه به اين كه انسانها و جامعه رو به پيشرفت، تغيير و تحول در عرصههاي مختلف ميباشند چطور ميتوان مسأله تجدد را وارد بحث حجاب نمود؟ به طور مثال ميتوان چادرهاي امروزي را مثال زد كه بنا به دلايلي چادرهايي متفاوت با چادر رايج در جامعه وارد بازار شده است. بفرماييد كه استفاده از اين چادرها آيا جايز است يا خير؟ استاد: «تجدد» به معناي «نوآوري و تنوع در كارها» امري مورد توجه هست و حتي در دستورات ديني ما و شيوههاي تبليغ هم اين امر آمده است ولی تنوع و تجدد براي مبلغ دین يك ابزار است نه هدف. بايد دقت كرد كه اين ابزار ما را از هدف دور نكند يعني به گونهاي نباشد كه ما با اين وسيله بخواهيم امروزي باشيم و امروزيها را جذب كنيم ولي اين وسيله ما را جذب نموده و از جاده خارج كند. ما مي خواهيم ديگران را جذب كنيم اما مواظب باشيم كه ما جذب افكار معاندين دين نشويم در اين راستا مي توان اين داستان را نقل كرد که: يك روز عدهاي از رفقا به كنار دريا رفتند. يكي از آنها تصمیم گرفت نهنگی صید کند ولی ديگران مخالفت كردند كه این کار شدنی نیست. ولي او با اصرار به سمت دریا رفت و با يك نهنگ درگير شد و اين درگيري طول كشيد. رفقايش گفتند كه اگر نمی توانی نهنگ را صید کنی رهايش كن. آن فرد گفت من او را رها كردهام ولي حالا او من را رها نميكند. بعضي مواقع ما مي خواهيم از ابزاری استفاده كنيم كه ديگران را به سمت خود جذب کنیم ولی بايد دقت شود كه اين افراد ما را به سمت خود نبرند و ما را فريب ندهند. پس ما ميتوانيم به تجدد به عنوان ابزار رسيدن به اهدافمان نگاه كنيم و وقتي ابزار شد تا حدي مي توانيم از آن بهره ببريم، كه ما را از هدف اصلي دور نكند. این چادرها هم همين طور است و بايد ديد كه آيا در آن، انگيزه پوشش وجود دارد يا نه؟ هدف پوشش هم اين است كه يك خانم مسلمان بازيچه دست شيطان قرار نگيرد و فساد را در جامعه ترويج نكند. اگر این چادرها خاصيتش اين باشد كه جلويش بسته است و خانمي كه سوار ماشين ميشود يا بچه در بغل دارد و نميخواهد جلوي چادرش باز شود خوب است ولي اگر همين چادر آنقدر تنگ شود كه با مانتو و پيراهن اشتباه شود و مشخص نشود كه اين خانم مانتو پوشيده است يا چادر؟ اين از هدف دور شده است. پس تا جايي مي توان از اين ابزار استفاده كرد كه در مسير هدف ما باشد و اگر ما را از هدف دور ميكند بايد آن كنار گذاشت. فرض كنيد شما مي خواهيد پياده به جايي برويد ولي فردي ميخواهد شما را با ماشين برساند و شما سوار ميشويد ولي اين ماشين از مسير شما منحرف مي شود در اينجا اگر چه كه سرعت شما بيشتر شده است ولي چون به مقصد اصلي نخواهيد رسيد بايد از اين ماشين پياده شويد. بنابراین این چادرها وقتي تأييد مي شود كه هدف ما را تأمين كند و وقتي هدف ما را تأمين مي كند كه چادر آزادي باشد، حجم بدن خانمها نمايان نباشد و جلب توجه نكند و سپس از حسن بسته بودن جلويش استفاده شود. در تاريخ اتفاق افتاده است كه دشمنان براي گرفتن يك ارزشي از ملتي ابتدا از يك ابزار زيبا استفاده كردهاند تا آن ملت فكر كنند كه دارند به هدف خود ميرسند ولي چون مراقب نبودهاند با همان ابزار از هدف دور شدند. كلمه «استعمار» از ماده «عمر» و از باب «استفعال» است و به معني طلب عمران و آبادي است. پس اين كلمه كه از لحاظ معنای لغوی كلمه زيبايي است و معناي خوبيدارد چرا ما از آن متفريم و بدمان ميآيد؟ علت اين است كساني كه میخواستند ملتها را چپاول كنند به عنوان عمران و آبادگري آمدهاند مثل قضيه آمريكا و عراق. آمريكا به عنوان نجات و به سعادت رساندن عراقيها وارد عراق شد ولي الان نفت عراق را چپاول ميكند. لذا آن چيزهايي كه دشمن در مرحله اول پيشنهاد كند در لباس زيبا و خوبي است ولي بعد، از آن سوء استفاده ميكند. البته مسأله این چادرها اينگونه نيست ولي ممكن است بعدا از آن سوء استفاده شود. راه مقابله با اين چيست؟ راهش اين است كه ما وسيله را بگيريم ولي از آن استفاده صحيح بكنيم. بنابراين استفاده از چادر ملي، لبنانی و... وقتي مناسب است كه محاسن بستن بودن جلو و پوشيده بودن لباس زير آن را داشته باشد و در عين حال معايب ديگري كه دستاويز دشمنان قرار میگيرد مثل تنگ و جذاب بودن را نداشته باشد. در اين صورت چادر خوب و مناسبي است. نكته: توجه داشته باشيم كه چادرهاي طراحي شده امروزي مدلها و اسامي مختلفي دارند مثل چادر لبناني، اسلامي، عربي و... که چادر ملي هم يك نوعي از اين چادرها است و مطالبي كه مطرح شد در مورد مجموع اين چادرهاست نه خاص چادر ملي. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: زیاد شنیدهایم که در آیات و روایت آمده است که لباس مشکی کراهت دارد. آیا كراهت رنگ مشکی با روایات متقن ثابت شده است یا نه؟ چرا که بعضی ها معتقدند سند این روایات ضعیف است و بعضی دیگر قائل به اتقان سند این روایات هستند. در صورت پذیرش قوی بودن سند این روایات، آیا لحاظ رنگ مشكيدر پوشش خاصی مطرح شده است یا خیر؟
استاد: در مورد کراهت لباس مشکی بین فقهاء اختلاف نظر است. امروزه کتابی تحت عنوان «مسائل جدید از دیدگاه فقهاء» در چهار جلد به چاب رسیده است و روش آن هم به این نحو است که یک سؤال از هفت مرجع پرسیده شده و جواب آنها هم پشت سرهم آمده است. در آنجا در مورد پوشیدن لباس مشکی در عزاداریها سؤال شده است که همه فقهاء بر «استحباب پوشیدن این لباس» اتفاق داشتند علاوه بر آن دو نفر از فقهاء هم قید کرده بودند که «علاوه بر آن، اصل کراهت لباس مشکی هم ثابت نیست.» پس اصل کراهت قطعی نیست و از ضروریات نمی باشد مثل برخی از مسائلی که بین فقهاء اختلاف نظر است. نکته دوم این که همان فقهایی که فرمودهاند اصل لباس مشکی کراهت دارد چند چیز را استثناء کردهاند که از جمله لباس سرتاسری رو میباشد. که در آقایان روحانی شامل عبا می شود و برای خانمها هم چادر را در بر میگیرد. پس چادر مشکی برای خانمها به فتوای همه فقهاء کراهت ندارد و اتفاقی است در مورد عبای آقایان این چنین است. یکی دو نفر از آقایان فقهاء هم اصلا قائل به کراهت لباس مشکی نمیباشند. از نظر علمی و آنچه که در روانشناسی به عنوان حزنآور بودن لباس مطرح شده است منظور لباسهایی است که با تن ارتباط دارد و لباس رویی از این امر(حزن آور بودن) استثناء میباشد و این هم مؤید فتوای فقها است. علت این که در مصائب اهل بیت(علیهمالسلام) پوشیدن لباس مشکی مستحب است به این خاطر است که در آنجا میخواهیم محزون باشیم و کسی نمیتواند بگوید که لباس مشکی حزنآور است چرا که ما میخواهیم در عزای ائمه(علیهمالسلام) محزون باشیم. پس چند نکته در اینجا عرض شد: اول اینکه: اصل کراهت لباس مشکی مورد اختلاف نظر فقها است. دوم اینکه: به اتفاق همهی علماء پوشیدن لباس رو و سرتاسری (عبا، چادر و...) با رنگ مشکی اشکال ندارد. و سوم اینکه: آنچه در علم روانشناسی در مورد حزنآور بودن لباس مشکی مطرح است مربوط به لباسهای زیر است که مستقیما در تماس با بدن است. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: بفرمایید آیا در قرآن پيرامون به رنگ لباس بحثي مطرح شده است يا نه؟ استاد: در قرآن اشارهای به رنگ لباس خانمها نشده و فقط در مورد نوع پوشش به طور کلی اشاره شدهاست مثل داشتن لباس سرتاسری، عدم جذابيت و وسوسه انگیزبودن آن به گونهاي كه جلب نظر نامحرم نکند. البته در قرآن در برخی موارد در باب رنگ شناسی اشاراتی دارد ولی نسبت به رنگ لباس خانمها و آقايان اشارهای نشده است. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: با توجه به فرمایش شما، پس منشاء رنگ چادرهای امروزی چیست؟ و چه پشتوانهای دارد؟ استاد: رنگ مشکی در زمینه پوشش، نسبت به سایر رنگ ها بیشترین پوشش را دارد و از نظر جذابیت و جلب نظر کمترین جذابیت و جلب نظر را دارا میباشد و چون درباره پوشش هم این دو ملاک (بیشترین پوشش و کمترین جلب توجه نامحرم) شرط است از زمان پیامبر اکرم (صلياللهعليهوآلهوسلم) زنان مؤمن از این رنگ استفاده میکردند. اگرچه که ممکن است رنگ های دیگری هم مطرح بوده باشد. ولی چون رنگ مشکی این دو شرط را بیشتر تأمین میکرده است، کمکم جا افتاده است و به صورت رنگ رسمی در پوشش اجتماعی خانمهای مؤمن در آمد. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: با توجه به توضیحات جنابعالی مانعی در پوشیدن چادر به رنگهای دیگر وجود ندارد، آیا ما مجاز به استفاده از رنگهای دیگر هستیم؟ استاد: رنگ پوشش خانمها منحصر به رنگ خاصی نیست ولی باید توجه داشت که ویژگی های لازم را داشته باشد جلب توجه نامحرم نکند، بدن نما نباشد و زمینه وسوسه شیطان را فراهم نكند، رنگ مشکی که در جامعه ما نيز عرف شده است این ویژگی ها را دارا میباشد. رنگهای دیگر اگر رنگ سنگین و دارای شرایط باشد اشکالی ندارد ولی بعضی از رنگها هستند که اگر همه خانمها از آن استفاده کنند ممکن است جذاب نباشد ولی اگر تک باشد جلب نظر میکند مثلا فرض کنید که خانمی الان چادر سفید بپوشد چون رنگ سفید اکنون مرسوم نیست ممکن است جلب توجه نامحرم کند ولی اگر همین رنگ را همه خانمها استفاده کنند ممکن است حالت جلب توجه نامحرم را از دست بدهد. البته لازم به ذکر است که هر جلب توجهی مطرود نیست بلکه جلب توجهی مطرود است که زمینه وسوسه شیطان را فراهم کند و در این مثال هم منظور این است که اگر رنگ سفید تک باشد ممکن است جلب توجه مطرود را ایجاد کند. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: معیار تشخیص مفسده انگیزه بودن نوع و رنگ پوشش چیست؟ آیا خانمها میتوانند ادعا کنند که چون مردان اطرافشان چشمپاک هستند ميتوانند با پوشش کم هم در مقابل آنها حاضر شوند و مفسدهای ایجاد نکند. استاد: مفسدهانگیز بودن امری نوعی است نه شخصی و اگر نوع پوششی برای عموم و نوع مردم وسوسه انگیز باشد از موارد نهی شده است و مجاز نیستیم که با آن پوشش حتی در مقابل مردان مؤمنی که به خانمها نگاه نمیکنند حاضر شویم. بنابراین نوع پوشش خانمها شخصی نیست که خانمی مردان را بسنجد که چگونهاند و سپس در مقابل یکی با چادر و در مقابل دیگری مثلا با لباس منزل و.... حاضر شود. پس اگر پوشش خانمی به گونهای است که در مقابل عموم مردم وسوسهانگیز است و مفسده ایجاد میکند، آن نوع پوشش در مقابل همه مردان(چه مؤمن و به تعبیری چشم پاک و چه غیر آن) حرام است. ما در احکام یک علت داریم و یک حکمت. «حکمت» یعنی این که به این جهت فلان قانون وضع شده است و «علت» یعنی این که چرا واجب است ما فلان کار را انجام دهیم. «علت» همه احکام، حکم خداست و چون او فرموده است ما باید اطاعت کنیم. اما هر کدام از احکام «حکمتی» هم دارد و وقتی قانونی به خاطر حکمتی وضع میشود چون قانون است اگر آن حکمت روشن هم نباشد بازهم لازمالاجراست. علت این که توقف در مقابل چراغ قرمز ممنوع شده است این است که تصادف نشود. حال اگر کسی بپرسد اگر تصادف نشود میتوان از چراغ قرمز عبور کرد؟ میگویند: خیر، چون قانون شده است و لازمالاجراست حال خیابان خلوت باشد یا نه شب باشد یا روز. در بحث پوشش هم وقتی میگوییم وسوسه انگیز نباشد، جلب توجه نامحرم نکند از حکمتهای مسأله است که براساس این حکمتها قانون خدا این است که خانمها پوشش مناسب داشته باشند تا جلب توجه نامحرم نکند و وسوسه انگیز نباشد. حال که قانون شده است باید در مقابل همه افراد رعایت شود و این که فلانی فامیل است، چشم پاک است، نگاه نمیکند و... مجوز برای عدم رعایت پوشش لازم، نمیشود. پس وقتی پوششی بهطور کلی وسوسه انگیز بود در برابر هر نامحرمی حرام میشود. * * * * * * * * * * *
مجری کاشناس: آیا پوشیه امری پسندیده است یا نه؟ استاد: اصل پوشیده بودن بیشتر، امری پسندیده است و مشهور فقهاء بر این امر که پوشیدن صورت برای خانمها امر مستحبی است اتفاق دارند که البته نوعا بعضی از فقهاء هم فتوا به پوشیدن صورت برای خانمها داده اند. مسأله این جاست که پوشیدن بیشتر صورت، برای خانمها و پوشیه زدن مطلوب هست یا نه؟ قرآن کریم وقتی به زنان پیامبر(صلياللهعليهوآلهوسلم) توصیه میکند میفرماید وقتی از آنان چیزی می خواهید (فسئلوهن من وراء حجاب)[1] از پشت حجاب طلب کنید و با آنان رو در ور نشوید. پس این مسأله که پوشیه یک کمال و ارزش است درجای خود محفوظ است. اما در جایی که خانمی مأموریتی دارد یا وظیفه تبلیغی و جذب افرادی را به عهده دارد که با مسائل دینی خیلی آشنا نیستند و ممکن است این پوشش برای آنها دافعه داشته باشد میتواند پوشیه نزند ولی صورتش را بهتر و بیشتر بگیرد تا به این وسیله آنها را هم جذب کند، کار تبلیغی خود را نيز انجام دهد با توجه به این که پوشیه وظیفه الزامی نیست و مثل سختگیریها و آسانگیریهایی است که خدا اجازه داده است و این خانم [با حفظ پوشش کامل] پوشیه نزده تا دیگران را جذب کند و کار تبلیغی انجام دهد اما اگر خانمی به طور شخصی در خیابان راه میرود و از پوشیه هم استفاده میکند. این امر یک حسن است و پسندیده ميباشد. پس اگر خانمی وظیفه تبلیغی و جذب افراد ناآشنا با مسائل دینی را دارد و پوشیه دافعه دارد بهتر است از آن استفاده نکند ولی اگر این وظیفه را ندارد پوشیه امری مطلوب و پسندیده است. * * * * * * * * * * *
مجریکارشناس: یکی از شرایط پوشش خانمها عدم جلب توجه نامحرم است شاید برخی اشکال کنند که پوشیه این شرط را ندارد و در جامعه کنونی موجب جلب توجه نامحرم می شود؟ استاد: به نظر بنده این جلب توجه مشکلی را پیش نمیآورد زیرا آنچه که در جلب توجه مهم است مفسده انگیز بودن آن ميباشد و صرف این که بگویند فلان خانم پوشیه زده است مشکلی نیست. این مثل آنجایی میماند که اصلا لباس روحانیت ندیدهاند و اگر کسی به آ نجا برود همه به او نگاه میکنند که این چه لباسی است؟! ولی هیچ اتفاق ناگواری نمیافتد و هیچ کس منحرف و وسوسه نمیشود. پس صرف جلب توجه بد نیست. در این باره خوب است یک خاطرهای ذکر کنم: زماني بنده از یک کوچه طولانی عبور میکردم که در انتهای کوچه خانم و آقایی با یک بچه تقریبا شش ساله ايستاده بودند و گویا مهمان بوده و در حال خداحافظی با صاحب خانه بودند. این بچه شش ساله وقتی من را دید با حالت خیره، متعجب و نگران به من نگاه می کرد. تصمیم گرفتم که با سلام محبتی به او بکنم وقتی کمی به او نزدیک شدم سلام کردم و حالش را پرسیدم. این بچه وقتی این حالت من را دید گویا کشف مهمی کرده باشد با حالت خوشحالی به مادرش گفت: «مامان! مامان! آقا من را نخورد!» (گویا مادر این بچه سخنی در مورد روحانیها به او گفته بود که باعث ترس وي شده بود و این جلب توجه کودک و حرکت بنده موجب رفع ترس این کودک شد.) بنابراین جلب توجه مطرود جلب توجهی است که فسادآور و وسوسه انگیز باشد و شیطان را به طمع اندازد مانند خانمی که بیرون از منزل آرایش میکند. ولی جلب توجهی که این امور در آن نباشد اشکالی ندارد. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: در جامعه کنونی زمینه برای وسوسه جوانان زیاد است و جوانانی که می خواهند راه خلاف بروند فرقی ندارد که خانمی چادر بپوشد یا پوشیه بزند و يا حجاب نداشته باشد، می توانند از طرق مختلف مقاصد شوم خود را برآورده کنند. حال در این شرایط پوشیده بودن خانمها چه فایدهای دارد؟ استاد: سؤال خوبی فرمودید چون سؤال خیلی از خانمهایی است که پوشش مناسب را رعایت نمیکنند به این بهانه که چه پوشیده باشیم و چه نباشیم در شرایط کنونی، جوانان به انحراف کشیده میشوند. اما پاسخ ، پاسخ مهم و دقیقی است ممکن است به هرحال جوانان به انحراف کشیده شوند ولی یک خانم مؤمن و مسلمان میخواهد که مسؤول انحراف آن جوانان نباشد. چون خداوند افراد مسؤول را مؤاخذه میکند و به طور مسلم این خانم نمیخواهد مورد بازخواست الهی قرار گیرد. مثلا شما یقین دارید که امشب دزدی به خانه همسایه میآید و حتما فرش آنها را میبرد در اینجا شما نمیتوانید بگویید که بالاخره این فرش که دزدیده می شود پس من این فرش را بردارم و به خانه خود ببرم زیرا اگر فرش را دزد ببرد او را دستگیر و محاکمه میکنند و اگر شما ببرید حتما شما را مؤاخذه خواهند کرد. بنابراین اگر فرض کنیم خانمی یقین دارد که مثلا پسر همسایهشان در هر حال مرتکب گناه میشود ( البته در مورد ارتکاب گناه این نوع پسران هم جای بحث است که مرتبط با سؤال ما نیست.) پس در مقابل او پوشش مناسب را رعایت نکند در اینجا به او گفته میشود که اگر این پسر در هر حال مرتکب گناه میشود مسبب آن مؤاخذه خواهد شد و ممکن است در صورتی که شما پوشش مناسب را رعایت نکنید با نگاه به شما مرتکب گناه شود و شما مسبب ارتکاب گناه او شوید. به طور خلاصه میتوان گفت که ممکن است برخی از جوانان به هر حال به فساد کشیده شوند ولی انگیزه پوشش این است که ما مسؤول این گناه نباشیم و مورد بازخواست الهی قرار نگیریم. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: با توجه به پاسخ شما شاید این سوال مطرح شود که میتوان به انگیزه این که مسؤول نباشیم به حداقلها اکتفا كنيم یعنی این که حداقل پوشش را رعایت نموده و خیلی هم سخت نگیریم چون به هر حال در جای دیگر زمینه فساد وجود دارد؟ استاد: در این جا هم باز همان مسأله قبل مطرح است ولی با یک درصد پایینتر. این که ممکن است در اینجا در همه انحراف آن جوان سهیم نشویم ولی درصدی از انحراف او مربوط به ما باشد زیرا تأثیراتی که در مواجه با نامحرم به وجود میآید تأثیرات واقعی و غیر قابل انکار است و درجاتی دارد مثلا ممکن است انسان با دیدن یک صحنه کمی وسوسه شود ولی با دیدن یک صحنه دیگر خیلی وسوسه شود، کنترل را از کف بدهد و مرتکب گناه شود. پس در امر پوشش به هر اندازه که کوتاهی شود به همان اندازه فرد مسؤول است. البته اگر حداقل واجب را رعایت کنیم ضمن اینکه گناهی مرتکب نشدهایم ثوابی هم نبردهایم. مثل کاسبی که نه سود کند و نه زیان. ولی اگر پوشش بیشتر رعایت شود سود هم در پي خواهد داشت. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: سؤالی که الان مطرح است این است که حجاب قدیمی شده است و علاوه بر این هم باید اذعان داشت که اغلب خانم های بد حجاب امروزي آراستگی را خیلی بهتر و بیشتر رعایت میکنند آيا اين امر قابل تاثير و پذيرش است؟ استاد: در اینجا دو نکته وجود دارد که باید از هم تفکیک شود یکی بحث قدیمی شدن است که در این رابطه باید گفت: «ارزشها» همیشه ثابت هستند و ابزارها تغییر میکند و این بحث هم مربوط می شود به یک سؤال دیگر و این که آیا ائمه معصوم(علیهمالسلام) که در هزاروچهارصدسال پیش زندگی میکردند میتوانند برای ما الگو باشند؟ در پاسخ میگوییم که ما یک ارزشها داریم ویک امکانات. ارزشها ثابتاند و امکانات متغیر. مثلا فرض بفرمایید که خدمت به مردم یک ارزش است. این خدمت به مردم در زمان حضرت آدم(علیهالسلام) هم یک ارزش بوده است در زمان ما هم یک ارزش است ولی این امر در زمان گذشته مثلا به این شكل بود، که مشک آبی را از شب تا صبح با طنابی در چاه نگاه دارند تا سرد شود و روز بعد برای رفع تشنگی مردم با یک جامی در اختيار آنان قرار داده دهند و الان خدمت رساني در اين مسأله به اين صورت است كه یک آب سردکن در بیرون منزل بگذارند. خنك در اینجا آنچه که تغییر کرده است «مشک آب» است كه به «آب سردکن» تبديل شده است ولی ارزش خدمت به مردم همچنان ثابت است. در بحث پوشش هم همین طور است پوشش یک ارزش است و اگر علت قدیمی بودن آن را این بدانند که مردم در قدیم پوشیده بودند جای این سؤال است که آیا برهنگی قدیمی نیست؟! برهنگی که قدمتی بیشتر از پوشش دارد پس قدمت مهم نیست و ارزشها از این طریق کهنه نمیشوند. ولی امکانات قابل تغییر است مثلا نوع چادر در قدیم یک نوع خاصي بوده و الان به گونهای دیگر است نکته دوم که نکته بسیار مهمی است این است که آراستگی و نظافت جزء تعالیم و دستورات مهم دین اسلام است و در شرح حال ولی نعمتمان امام رضا(علیهالسلام) آمده است که هرگاه میخواستند در جمعی حاضر شوند خود و لباسشان را میآراستند. منتهی در بحث آراستگی هم باید دو نکته را رعایت کرد: - اول این که از حدود عقل و شرع خارج نشویم. - دوم این که افراط نکنیم. پس با رعایت این دو قید آراستگی بسیار مورد تأکید اسلام است. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: جنابعالی فرمودید اگر رسالت فردی تبلیغ دین و امر به معروف و نهی از منکر باشد میتواند از حداقل حجاب استفاده کند حال با توجه به این که اکثر مسلمانان تکلیف جذب مردم به اسلام را به عهده دارند آیا میتوانند همه به حداقل حجاب اکتفا کنند؟ استاد: بنده در این مورد گفتم حداقل و بیشتر از حداقل. یعنی این که اینگونه خانمها اگر پوشیه نزنند به خاطر رسالت و وظیفه خاصی که به عهده دارند ایرادی بر ایشان نیست و منظور از این که پوشیه نزنند این نیست که گردی صورت را خطی بکشند که بیشتر از آن رعایت نشود. در این گونه موارد هم باید پوشش این خانمها به عنوان الگوی رفتاری از حد معمول بیشتر باشد. نکته بعدی این است که همه اقشار مردم این مسؤولیت را ندارند، چرا که ممکن است در منطقه آنها ضعف پوشش نباشد ولی باید در موارد دیگر مثل مسائل اعتقادی، قرآن و... کار شود. پس این افراد افراد خاصی هستند که میخواهند افراد به اصطلاح دین گریز را جذب کنند و پوشیه مانع جذب آنها میشود. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: آیا استفاده از چادرهای امروزی(ملی، عربی، قاجاری، لبنانی و...) برای یک طلبه جایز است یا نه؟ یعنی شأن طلبگی اجازه میدهد که یک طلبه از این نوع چادر استفاده کند ؟ ودر صورتی که استفاده از این نوع چادرها برای یک طلبه مجاز است چرا مسؤولین برخی از مدارس استفاده آنها چادرها را اجازه نمی دهند؟ استاد: شاید علت این که برخی از مسؤولین اجازه این کار را نمیدهند این باشد که برخی از امور شدت و ضعف دارد و وقتی طلبهای وارد این کارها بشود دیگران به استناد او سایر مراتب را انجام میدهند. چادرهای امروزی هم این طور میباشند مثلا برخی از این چادرها آستینش طوری است که حجم دست نمایان است و چادر هم تنگ میباشد بنابراین جلب توجه نامحرم میکند در همان نوع چادرها ممکن است چادری باشد که کاملا آزاد و گشاد و مطلوب باشد. وقتی کسی که به عنوان الگو مطرح شده است از این چادرها استفاده کند به عنوان مجوزي است برای استفاده از همه انواع آن. چرا که خصوصیت مردم این است که اصل مجوز را میگیرند ولی خصوصیت آن را نمیگیرند. لذا ما باید این ملاحظه را داشته باشیم. یعنی فرض بفرمایید خانم مؤمنی میخواهد از منزلش به جایی برود و برای آنجا خود را آرایش کند ولی صورت خود را هم خیلی تنگ بگیرد که فقط راه خود را ببیند. خانم دیگری که به او به عنوان الگو نگاه میکند میگوید من هم همین کار میکنم و ممکن است که صورت خود را کمتر از آن خانم اولی بگیرد نفر سوم هم خود را آرایش میکند ولی بدون مراقبت بیرون میآید. بنابراین برخی از امور هستند که درجاتی دارند اگر فردی که به عنوان الگو مطرح است درجه خوب آن را بگیرد ممکن است دیگران ملاحظه درجه آن را نکنند مثلا فرض کنید یک روحانی به همراه خانوادهاش به رستوران برود و با رعایت حریمها و شؤون اسلامی در محلی مناسب و به دور از نامحرم غذا بخورد. ممکن است افرادی که از آنها الگو میگیرند رعایت این حریمها را نکنند و فقط به غذا خوردن آن روحانی در رستوران نگاه کنند و این کار را با عدم رعایت شرایط لازمی که آقای روحانی رعایت کرده است انجام دهند. پس شاید یکی از حکمتهایی که مسؤولین محترم اجازه استفاده از این نوع چادرها را نمیدهند به همین علت باشد که طلبهها با رعایت شرایط لازم پوشش از این نوع چادرها استفاده میکنند ولی دیگرانی که میخواهند از طلاب الگو بگیرند آن شرایط را رعایت نمیکنند البته ملاحظه خوبی است که مبادا رفتار ما مجوزی برای استفادههای نادرست مردم باشد. * * * * * * * * * * * مجری کارشناس: لطفا در مورد آیه 3 سوره نور یعنی «الاماظهر منه» کمی بیشتر توضیح دهید. استاد: این آیه در مورد حد وجوب پوشش است. اگر شما بخواهید حجاب را فقط از قرآن برای دیگران مطرح کنید میگویید در قرآن آمده است: «ولایبدین زینتهن» زنان نباید زینتهای خود را آشکار نمایند. تمام بدن خانم به نوعی زینت است که باید آن را بپوشاند «الا ماظهر منه» مگر آن قسمتهایی که در ارتباطات به طور طبیعی باید ظاهر باشد مثل صورت و دستها که برای برداشتن چیزی لازم است و... لذا «الا ماظهر منه» استثنائی است برای حد وجوب پوشش. که به استناد روایات «الا ماظهر منه» شامل وجه و کفین می شود. بنابراین این بخش از آیه استثناء از حد وجوب پوشش را می رساند نه این که بهتر و مستحب هم نباشد و یا حرام باشد. که بحث استحباب را در مسائل قبل مطرح کردیم. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: سؤال شده است آیا مردی می تواند به خانمش بگوید که حد پوشش او را دوست ندارد (مثلا پوشیه زدن را) و او را مجبور به رعایت حداقل حجاب شرعی نماید؟ در این صورت تکلیف خانم چیست؟ استاد: البته این امر از محدوده اختیارات و حقوق مرد نیست که خانم را الزام کند، ولی چون حفظ نظام خانواده از امور بسیار مهم است خوب است که خانمها از راه عاطفی وارد شوند و صریحا با این امر مخالفت نکنند و با خواهش و محبت این امر را به پیش ببرند مثلا بگویند: «من خوشحالم که شما فرد مؤمن و با خدایی هستید و دوست دارید که حد واجب الهی رعایت بشود و... » سپس با هم یک نوع مصالحه بکنند به این شکل که به مرد بگویند:« نه آنطوری که من دوست دارم که پوشیه بزنم و نه آنطوری که گردی صورت کاملا دیده شود ...» بنابراین سعی کنند با عاطفه و مصالحه پوششی را انتخاب کنند که مناسب باشد و در عین حال فضای خانه به جنجال کشیده نشود. پس این امر از حقوق مرد نیست ولی چون اختلاف در زندگی موجب لجبازی میشود و ممکن است مرد در برخی اموری که از حقوقش (مثلا در خروج خانم از منزل) سخت گیری کند خوب است این گونه موارد را از راه مصالحه، محبت و عاطفه حل کرد چرا که راه قانونی یعنی این که خانم بگوید: «این حق من است حق تو نیست و ...» معمولا جواب نمیدهد. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: آیا الزامي منطقي وجود دارد كه رنگ پوششهاي زير چادر مشکی باشد؟ استاد: الزامی در این امر نیست به این معنی که واجب باشد. ولی این به میزان فعالیت خانمها و خروج آنها از منزل مربوط میشود. اگر خانمی در هنگام خروج از منزل، سوار شدن به ماشین، پول دادن و ... کاملا مواظب است که چادر کنار نرود مشکلی نیست ولی چون در این امور رعایت کردن خیلی سخت است و معمولا چادر کنار میرود نباید پوشش به گونهای باشد که جلب توجه نامحرم کند و وسوسه انگیز باشد و الزاما هم لازم نیست وقتی که چادر دارد لباس زیر چادر، مشکی باشد بلکه باید رنگ سنگینی باشد که وقتی چادر کنار رفت زمینه جلب توجه نامحرم و وسوسهانگیزی را فراهم نکند. * * * * * * * * * * * مجری کارشناس: اگر در جامعه رنگی مثل صورتی عرف شود و جلب توجه نکند و در کنار آن رنگ سفید جلب توجه کند آیا استفاده از آن رنگها جایز است یا نه؟ استاد: برخی از امور حالت «اگری» دارد یعنی محقق نمیشود. مثل فردی که کنار دریا نشسته بود و قاشق قاشق ماست داخل دریا میریخت و هم میزد یکی پرسید که چکار میکنی؟ گفت میخواهم دوغ درست کنم. گفت با یک کاسه ماست که نمیشود در دریادوغ درست کند. در جواب گفت: «اگر بشود چه می شود!! یک دریا دوغ می شود.!» حال اگر بگوییم «اگر همه خانمها این رنگ را بپوشند» باز هم نمیتوانیم از فردا به عنوان اولین زن شروع کنیم و همان رنگ را بپوشیم زیرا هنوز که رایج نشده است. از طرف دیگر برخی از رنگها اگر هم همه بپوشند جلب توجه میکند. و برخی از رنگها هستند که اگر عرف شود جلب توجه نمیکند. اما مهم این است که این «اگر» چه موقع تحقق پیدا میکند و نمیتوان یک مسأله را به صورت «اگر» مطرح کرد و بعد به عنوان آغازگر آن را استفاده کرد. بنابراین باید واقعیت موجود را در نظر گرفت و بعد براساس موقعیت موجود تصمیم گرفت که با چه نوع پوششی در جامعه ظاهر شویم که خداپسند باشد. و خدای ناکرده مورد سوء استفاده شیطان قرار نگیريم. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: در تاریخ اسلام آمده است که حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) پوشیه میزدند. آیا این قضیه سند تاریخی دارد و اگر مستند است چگونه با دو قضیه زیر مطابق است؟ اول این که سلمان صورت حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) را دید و گفت چقدر صورت شما زرد است و دیگر این که حضرت در دفاع از ولايت، گریبان عمر را گرفته و با او گلاويز شدند؟ استاد: اينكه سلمان چهره حضرت را دیده است، سند قطعی ندارد اگرچه در بعضی کتابها چیزهایی می نویسند. اما در مورد پوشیه زدن حضرت میتوان از عمومات (قرآن کریم) استفاده کرد که میفرماید: زنان پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) از پشت حجاب با مردان مرتبط باشند و اینها هم افرادی هستند که همیشه کاملترین را انجام میدهند. بحث درگیری حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) با عمر هم در تاریخ نقل شده است و نقل قویي هم میباشد ولی باید دقت کرد که آن شرایط، شرایط بسیار بسیار استثنایی بوده است. یعنی وقتی است که خطر کشتن حجت خدا قطعی است و مسلم است که دفاع بر زن و مرد واجب است. مثلا فرض کنید یک خانم مسلمان و مؤمنی از راهی میگذرد و فرد ناجوانمردی به او حمله نموده و قصد کشتن وي را دارد، معلوم است که در اینجا میتواند او را هل دهد، یقهاش را بگیرد و به هر طریقی او را ازخود دور کند. بنابراین قضیه به شهادت رساندن حجت خدا مسألهای بسیار مهم است و نمیتوان با قضیه ارتباط با نامحرم مقایسه کرد. چرا که آن شرایط، شرایط بسیار حساس و استثنایی است که حتی در دفاع شخصی هم این قضیه مطرح است. پس مسأله ارتباط با نامحرم باید در شرایط عادی مورد بحث قرار گیرد که در زندگی حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) نمونه های متعددی دارد. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: آیا «روگرفتن» برای یک طلبه خانم با توجه به حد شرعی پوشش، واجب است؟ اگر این کار صورت نگیرد آیا او مرتکب گناهی شده است یا نه؟ استاد: هرکاری که باعث بشود دیگران به خطا و گناه بیافتند برای یک طلبه گناه است. بنابراین اگر یک طلبه به گونهای رو بگیرد که دیگران از آن حداقل حجاب عقبتر روند و سبب شود که دیگران نسبت به مسأله پوشش بیتوجه و بیاهمیت شوند شریک در گناه میشود. لذا باید به گونهای پوشش داشته باشد که دیگران متجری شوند و حکم خدا برای آنها بیاهمیت نگردد بلکه نسبت به آن اهتمام داشته باشند. قاعدتا در جامعه اینگونه است که اگر طلبه کاری را ضعیف انجام دهد مردم دیگر بسیار ضعیفتر از او انجام میدهند و عملا در جامعه این جاری است و با گفتن این که «به رفتار ما نگاه نکنید بلکه به گفتار ما عمل کنید» نمی توان آن را حل کرد. چرا که جامعه طلبه را حجت شرعی میداند و اصلا کلمه «حجتالاسلام» هم برای همین است «حجتالاسلام» به این معنی است که گفتار و کردار او حجت است. بنابراین طلبه باید همیشه بیشتر از واجب را انجام دهد تا وقتی دیگران به او نگاه کردند حداقل واجب را انجام دهند. از یکی از علماء نقل شده است که ایشان در درس خارج فقه خود به طلاب فرمودند که در نماز اگر تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگویند کافی است. اما وقتی رساله ایشان چاپ شد طلاب دیدند که ایشان «گفتن سه مرتبه تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز» را احتیاط واجب دانستهاند. یکی از شاگردان علت این اختلاف را از ایشان پرسید. ایشان فرمودند: وقتی مردم نماز میخوانند آنقدر تند میخوانند که یک تسبیح را در هنگام بلند شدن میخوانند و یکی را هنگام رفتن به رکوع، و یکی به سلامت میرسد. ما گفتن سه مرتبه تسبیحات اربعه را احتیاط واجب دادیم تا یکی به سلامت برسد. بنابراین یک طلبه در زمینه پوشش باید از حداقل جلوتر رود تا دیگران تشویق به حجاب شوند نه این که با دیدن یک طلبه بگویند که اگر پوشش مسأله مهمی میبود آن خانم طلبه رعایت میکرد. خانمها دقت داشته باشند که قضیه باز بودن صورت را خیلی عادی ندانند زیرا خیلی از مشکلاتی که برای جوانان اتفاق میافتد مثل ارتباطات ناصحیح و... ابتدا از دیدن صورت و نگاه به آن آغاز میشود و کمکم ارتباطات برقرار و مفاسد ایجاد میشود و شاید به همین علت باشد که برخی از مراجع (که البته نادر است) پوشاندن صورت را برای خانمها واجب میدانند. بنابراین پوشاندن صورت بیشتر از حد شرعی امر مهمی است که باید رعایت شود چرا که ممکن است بسیاری از مفاسده از باز بودن صورت خانم ها و یک نگاه به آن آغاز شود. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: خانمی سؤال کردهاست وقتی با حفظ پوشش در جایی حاضر میشود دچار ریا میگردد. لطفا راه درمان این امر را بفرمایید. استاد: گاهی مواقع در بحث ریا، وسواس هم اتفاق میافتد. در منابع دینی راه تشخیص اخلاص و ریا بیان شده است. یکی از نشانههایی که در این موارد به درد انسان میخورد این است که برای انسان مخلص کار آشکار و پنهان و این که دیگران ببینند یا نبینند فرقی ندارد. بنابراین اگر کاری را «چه مردم ببینند و چه نبینند» بخواهد انجام دهد این کار اخلاص است. اما اگر وقتی مردم میبینند یک جور است و وقتی نمیبینند جور دیگری است این ریا است. فرض کنید که چون این جا مکان مقدس و محيط علمآموزی است افرادی بیایند و اینجا را جارو کنند. حال اگر شما به خاطر این افراد بیایید این مکان را جارو کنید و وقتی آنها رفتند شما هم جارو کردن را نیمه رها کنید و بروید، در اینجا ریا صورت گرفته است. ولی اگر شما بدون این که کسی شما را ببیند بیایید و اینجا را جارو کنید، از قضا فردی هم وارد مدرسه شود و شما راببیند اگر شما با خودتان فکر کنید و ببینید که اگر کسی شما نمیدید این کار را می کردید در این جا ریا صورت نگرفته است. در سخنان لقمان حکیم داریم که از نشانههای فرد ریا کار این است که در حضور دیگران با نشاط است و در غیاب آنها کسل و بی حال. مثلا در مدرسه در حضور دوستان خیلی با حال خوش و اشک نماز میخواند ولی وقتی در خانه نماز میخواند نمیداند که چه وقت نماز تمام شدهاست. در مورد پوشش هم همین طور است یعنی اگر خانمی «چه دیگران او را ببینند و چه نبینند» حجاب مناسب را رعایت میکند و اتفاقا دیگران او راببینند و او خوشحال شود. دچار ریا نشده است. (قصدش دیدن مردم نبوده ولی از این که به دستور الهی عمل کرده و کار خوبی انجام داده، خوشحال است.) از امام رضا(عليهالسلام) نقل شده است که از نشانههای خوبان این است که وقتی کار خوبی انجام میدهند خوشحالند و اگر گناهی را مرتکب شوند غمگین هستند. * * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: آیا استفاده از چادرهای طرحدار جایز است؟ استاد: حکم این مسائل را نمیتوان به طور کلی بیان کرد و باید مصداقی به آن پرداخت چرا که چادرهای طرحدار هم انواع مختلفی دارد مثلا یک چادر طرحدار ممکن است طرحش کمرنگ باشد و جذابیتی نداشته باشد ولی یک نوع ممکن است طرحش جلب توجه منفی بکند و وسوسه انگیز باشد. اگر طرح چادر طرح کم حالی باشد که سنگینی و وقار را حفظ کند و جلب توجه منفی نکند اشکالی ندارد در غیر این صورت استفاده از آنها جایز نیست. * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: لطفا در مورد حدومرز پوشش در بین محارم هم توضيحاتی بفرمایید. استاد: پوشش خانمها در مقابل افراد مختلف متفاوت است و این افراد سه دسته هستند: 1. همسر، 2. محارم 3. نامحرمان هستند. حد ومرز پوشش در مقابل نامحرم که همان پوشش تمام بدن به جز گردی صورت و دستها از مچ تا سر انگشتان است. (به شرطی که این قسمت هم زینت نداشته باشد.) اما حد ومرز پوشش در مقابل محارم به شدت پوشش در مقابل نامحرم نیست ولی باید به گونهای باشد که برای محارم هم وسوسه انگیز نباشد و جلب توجه منفی نکند. مثلا در مقابل برادر به ویژه که جوان باشد نباید به گونهای عمل کند که برای او وسوسه انگیز باشد چرا که شیطان نیروی قوی دارد که البته ممکن است این برادر نگاه خطا به خواهرش نکند ولی این امر، زمینه ساز نگاههای حرام او به دختران دیگر میشود. بنابراین خانمها باید توجه داشته باشند که اگرچه پوشش آنها در برابر محارمی چون برادر، عمو و.... به اندازه پوشش در برابر نامحرم نیست ولی باید به گونهای عمل کنند که زمینهساز گناه و معصیت آنان نشود به ویژه که آن محارم در سنین نوجوانی و جوانی باشند. یک نکتهی بسیار مهمی که همه خانمها باید توجه داشته باشند این است که برخی از خانمها میگویند: «برادر من از گل هم پاکتر است.» در پاسخ این خواهران باید این اعلام خطر را کرد که شیطان مسلما به فاسدها طمع ندارد چرا که آنها خودشان به طرف شیطان میروند. و اتفاقا مؤمنین و خوبان مورد طمع و توجه شیطان هستند و خانمها باید دقت داشته باشند که برادر و سایر محارم را هرچند که خوب هستند مورد طمع شیطان قرار ندهند و زمینه ساز گناه آنها نشوند. * * * * * * * * * *
سؤال یکی ازحضار: خانمهایی که پوشیه میزنند و پوشش حداکثری دارند باید در ابعاد دیگر مثل وقار، سنگینی و... هم کاملتر از دیگران باشند ولی متاسفانه مشاهده میشود که برخی از این خانمها هرچند که پوشش حداکثری را رعایت میکنند ولی به دلیل این که مورد توجه و مراجعه دیگران هستند دیگر ابعاد را رعایت نمیکنند در این جا آیا آسیبی متوجه این نوع پوشش هست؟ چه بايد كرد؟ استاد: افرادی که پوشش حداکثری دارند دو اتفاق در مورد آنها میافتد: یکی اتفاق بیرونی و دیگری درونی. اتفاق بیرونی این است که دیگران انتظارات بیشتری از آنان دارند یعنی مثلا این افراد اگر غیبت کنند قبحش بیشتر از افراد دیگر است. از نظر درونی هم این فرد در معرض این خطر است که با خود بگوید «من چقدر خوب هستم و از همه کاملترم » و در نتیجه به اصلاح ابعاد دیگر خود نپردازد. بنابراین این دو لغزشگاه و آفت متوجه این افراد هست. اما در این که این ارزشها و خوبیها را خطری تهدید میکند دو کار میتوان انجام داد: یکی این که آن خوبی را از دست بدهد. دیگری این که آن خطرات را از بین ببرد. و مسلما از بین بردن خطرها و آفات بهتر است. یعنی سعی کند که رفتارهای دیگر خود را اصلاح کند. مثلا فرض کنید یک دانش آموز دبیرستانی، در درس ریاضی ضعیف است ولی شیمیاش قوی است حال این دانش آموز ریاضی خود را تقویت کند بهتر است یا در درس شیمی هم ضعیف شود؟ مسلما به این دانش آموز گفته میشود که بهتر است ریاضی خود را تقویت کند. پس کسی که یک ارزش خوبی دارد نباید آن را کنار بگذارد بلکه باید ضعفهای خود را جبران و اصلاح نمايد. بنابراین نسبت به مسأله بیرونی باید تلاش کند که با حفظ حجاب برتر، خود را اصلاح کند. در مورد اینکه این خانم دچار عجب و غرور نشوند اول این که این خانم به بالاتر از خود نگاه کند چرا که در معنویات باید به بالاتر از خود نگاه كرديم و در مادیات به پایین تر از خود. دوم این که بیندیشد از کجا معلوم است که این کارها، مورد قبول درگاه حق است و سوم این که بداند هر توفیقی از جانب خداست و اگر یک لحظه خدای متعال انسان را به خودش واگذارد از خودش هیچ ندارد بنابراین معنا ندارد که انسان با مال خدا مغرور شود. * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: خانمی زیباست ولی خودش تشخیص نمیدهد که آیا این زیبایي جلب توجه میکند و وسوسه انگیز هست یا نه؟ در این جا چه باید بکند؟ استاد: در این موارد انسان نباید به فکر خود بسنده کند. در باب مشورت روایت ظریفی هست که مناسب این سؤال ميباشد. فرمودهاند یکی از خوبیهای مشورت این است که وقتي فرد میخواهد کاری را انجام دهد چون ذوق و شوق آن کار را دارد این ذوق و شوق، افکار او را تحت تأثیر قرار میدهد ـ مثلا فرض بفرمایید کسی میخواهد مانتویی بخرد و یک نمونه را پسندیده است حال چون خودش این مانتو را پسندیده است همه چیز را (تنگی مانتو، گران بودنش و...) توجیه می کند.ـ در این موارد وقتی فرد با مشاورین مشورت کند چون آنها نفع و ضرری نمی برند راحتتر نظر میدهند. در مورد این سؤال هم همین طور است وقتی بخواهد خودش تصمیم بگیرد چون میل درونی به آزادی دارد مسائل را توجیه می کند (مثلا میگوید از ما بهترها آنقدر هستند که کسی به ما توجه نمیکند) اما وقتی با افراد دیگر مشورت کند آنجا معتبرتر است. البته این افراد هم باید مؤمن و حقیقت بین باشند و تصمیم نداشته باشند که مسأله را کم و زیاد کنند. * * * * * * * * * *
مجری کارشناس: حجاب در مقابل استاد، پزشک و ... چگونه باید باشد؟ استاد: در متون دینی فرقی میان نامحرمان وجود ندارد اما در این موارد ممکن است یک حالت لغزشی به وجود آید. مثلا ممکن است وقتی انسان از یک مغازهای چند بار خرید کند با فروشنده آن یک شوخی هم بکند. لذا باید این مراقبت صورت گیرد و بدانیم که هیچ فرقی میان استاد و سایر نامحرمها نیست و همان پوشش و رفتاری که باید در مقابل دیگر نامحرمها رعایت شود در مقابل استاد هم رعایت گردد چرا که همه حکمتها و مواردی که برای حفظ پوشش در مقابل نامحرم وجود دارد در این گونه موارد هم جاری است. ولی اگر سؤالی دارد و یا باید سؤالی را جواب دهد با رعایت شؤون لازم اشکالی ندارد. * * * * * * * * * * سؤال یکی ازحضار: در جامعه امروزی با افزایش بدحجابی آیا ما وظیفه داریم که به تکتک خانمهایی که برخورد داریم امربهمعروف و نهیازمنکر کنیم؟ استاد: امر به معروف و نهی از منکر همانطور که فقهاء فرمودهاند و در رسالهها هم آمده است دارای شرایطی است که یکی از آن شرایط «احتمال اثر» است يعني رفتار خانم با حرف ما اصلاح و یا بهتر شود. بنابراین برخی از خانمها وضعیتشان به گونهای است که انسان یقین دارد تأثیرپذیر نیستند و در جایی که احتمال اثر نمیرود وظیفهای نداریم. ولی برخی موارد که احتمال اثر هست باید این کار را کرد مثلا خانمی به مسجد یا حرم امام رضا(عليهالسلام) آمده است و ما می توانیم با لحن مناسب و برخورد خوب تأثیر گذار باشیم در اینجا امر به معروف و نهی از منکر واجب است. اما در مواردی که ناامید از تأثیر هستیم وظیفه الزامی نداریم ولی چون امر به معروف و نهی از منکر تنها بعد شخصی ندارد یک وظیفه دیگری هم داریم و این که به طور کلی برای این کار اقدام کنیم یعنی میتوانیم یک مقاله خوب بنویسیم، یک جشن برگزار کنیم و در ضمن آن نکات لازم را تذکر دهیم، یک هدیه و کتاب به او بدهیم، یک نامه به او بنویسیم و.... پس به طور خلاصه باید گفت در جایی که احتمال اثر شخصی نمیدهیم نباید از انجام امور کلی و یا غیر مستقیم غافل شویم. * * * * * * * * * * هرگزم نقـش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یـاد من آن سـرو خـرامان نرود گر رود از پی خوبان دل من معذور است درد دارد چـه کند كز پـی درمـان نـرود .[1] سوره شریفه احزاب(33)، آیه شریفه53. |
|
||||||||
![]()
|