|
|
|
ما به اين در نه پي حشمـت و جاه آمدهايم از بَد حادثه اينجـا به پـنـاه آمـدهايم رهـروي مـنـزل عـشقيـم و ز سر حد عدم تا به اقليم وجود اين همـه راه آمـدهايم آبــرو مـيرود اي ابـر خـطـا پـوش بـبـار كه به ديـوان عمل، نامه سياه آمدهايم
مجری کارشناس: اکنون كه ما حجاب برتر را انتخاب كرديم چطور ميتوانيم آن را به عنوان يك اصل در زندگي داشته باشيم؟ و چه راهكارهايي را براي تقويت امر حجاب در اشخاص پیشنهاد میکنید؟ استاد: اول این که: مطالعه و پژوهش را در اين زمينه تعطيل نكنيم بلكه هر چند مختصر ولي مطالعاتمان ادامه داشته باشد، با توجه به این که حجاب براي خانمها يك اصل است پس هر هفته حداقل نيم ساعت را به مطالعه در اين زمينه اختصاص دهند مخصوصا طلاب ديني كه براي آنها اين امر، يك مسؤوليت است. نكته دوم: همنشيني و همراهي با افرادي است كه از نظر پوشش، پوششي مثل شما يا بهتر از شما دارند، چون اين براي شما موجب قوت قلب ميشوند. نكته سوم: تشكيل و شركت در مجالسي كه اين مسايل بيشتر مطرح ميشود مانند همين سلسله نشستها. و آخرين نكته: تذکر دادن نكتههاي مهمی كه در جهت خودسازي و ماندن در شرايط كمال كمك ميكند بر اساس قرار قبلی با دوستان خوب. به طور مثال دو تا خانمي كه با هم همفكر و همسناند و ميتوانند با هم كار كنند با يكدیگر قرار بگذارند كه ارزشها را به هم يادآوري و خطاها را هشدار دهند و اگر يكي در اين ميان غفلت كرد آن طرف ديگر به او تذكر دهد. اصل تذکر، امر خوبی است ولی اگر با قرار قبلی باشد که هر كس عيب ديگري را بگويد اينطور بهتر است و نتيجه جالبتري دارد. * * * * * * * * *
مجری کارشناس: اولین مرحله براي جذب ديگران به حجاب و ترويج آن چیست؟ استاد: قدم اول، آگاهيبخشي به مردم است چون بسياري از كارهايي كه در جامعه ترك ميشود يكي از دلايلش عدم آگاهي است. وقتي انسانها از ويژگيها و امتيازات كار خوبی، بياطلاعند طبيعي است كه اقبال هم نميشود، منتهی اين آگاهيبخشي تنها به اين نيست كه بگوييم حجاب يك امر مطلوبی است و نبايد ترك شود. اين آگاهيبخشی ميتواند در چند مرحله باشد: 1. مطرح کردن آمار و آسيبهاي بيحجابي در جامعه و كساني میتوانند متكفل اين مساله شوند و با توجه به منابعي چون مجلات، روزنامهها يا حتي مراكز انتظامي، آمار خانمهایی که طعمه شیادان شدهاند را نشان بدهند، در این آمار و ارقام خواهیم دید بسياري از آسيبهايي كه براي خانمها ايجاد شده مربوط به خانمهاي بيحجاب است (مثل خفاش شب و ...) و اكثر طعمههاي اين گروهها خانمهايي هستند كه از نظر حجاب در حد ضعيفي بودهاند. اين ارقام کمی انسان را به خود ميآورد، زیرا در بعضي از اوقات كه ما مسائل را از بعد ديني مطرح ميكنيم، بعضيها آمادگي پذيرش اين امور را ندارند ولي مسائلي كه برايشان مشهود عيني باشد، تكان دهنده است. البته در قرآن کریم هم آمده است كه علت حجاب اين است كه كسي متعرض خانمهاي باوقار نشود. 2. مطرح کردن آمار و ارقام طلاق و از هم پاشيدگي خانوادهها باز در بحث طلاق هم ميبينيم که ريشه بسياري از طلاقها آشنا شدن آقايان با خانمهاي بيحجاب محل كار مثل منشي يا مراجعهكنندگان و همكاران است. همچنین آمار نشان داده است که علت برخی از ترک تحصیلها، ترک شغلها و اعتیاد مسأله بی حجابی خانمها و روابط ناصحیح زن و مرد بوده است و در کل، آمار این چنینی برای انسانها تکان دهنده است. پس اطلاعرساني به مردم باید این گونه باشد که ضمن مطرح کردن حجاب خواستهي قرآن و حضرت فاطمه(سلاماللهعليها) چيزهايي مطرح شود که جامعه احساس خطر كند به طور مثال اگر آدمربايي در جامعه معمول شود و پدران و مادران از آن مطلع شوند تلاش میکنند که تا غروب نشده بچههایشان در خانه باشند و مسأله حجاب هم همین طور است. اگر والدين از خطرات بد حجابی مطلع شوند مسلما بیشتر مراقب فرزندان خود خواهند بود. آقایی روحانی می گفت: در بین راه به خانم و آقایی که دختر ده - دوازده سالهشان لباس آستین کوتاه پوشیده بود برخورد کردم و از مضرات آلودگی هوا بر پوست بدن مطالبی را بیان نمودم آقا به محض شنیدن این مطالب به خانم خود گفت که از این به بعد دختر را با لباس آستین کوتاه بیرون نیاور! گاهي اوقات خوف مردم از قيامت كمتر از خوف آسیبهای مادی است كه ما میبایست تمام آسیبها را (مادی و معنوی) مطرح کنیم تا ان شاءالله تأثیر گذار باشد. 3. يكي ديگر از راههای آگاهی بخشی پاسخ به سؤالات و شبهات است. به طور قطع سؤالات و شبهات زیادی در ذهن جوانان هست که میبایست از طریق تحقیق میدانی جمع آوری و با استفاده از مشورت، بهترين ومفیدترین جواب پیدا شود. زیرا گاهي اوقات ما با خودمان میاندیشیم سؤالاتی را طرح میکنیم و در نتیجه، صحبتها و سخنان ما هم بر اساس آن سؤالات تنظیم میشود در صورتی که ممکن است سؤالات جوانان چیزی غیر از آن باشد که ما اندیشیدهایم. بنابراین ما میتوانیم با كمك دوستان به دختران باحجاب ماموريت بدهيم كه با افراد بيحجاب ارتباط برقرار نمايند، حرفهای آنها را گوش نمودند و سپس براساس حرفهای آنان راه حل ارائه دهند. 4. بخش ديگر آگاهیبخشی، سابقهي حجاب است «جناب آقاي حداد عادل» كتابي با عنوان «فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي» دارند. که بخشی از این کتاب به پیشینه حجاب پرداخته است ايشان در اين كتاب تصاويري از ملتهاي مختلف گذشته مثل پاكستان، هند، عرب و ... آوردهاند كه نشان ميدهد پوشش امری فطري است ولي بعضي از غربيها به ويژه آمريكاييها برهنگي را باب كردند تا اين كه مقدمهاي براي تهاجم فرهنگي به كشورهاي ديگر باشد. در اين کتاب تصاوير پوشش مستند و مربوط به ایران قديم آمده است که نشان میدهد پوشش در ایران قبل از اسلام هم بوده است. بنابراین پوشش يک امر فطري و برهنگي امری عارضي بر انسانها است و پوشش چيزي نيست كه اسلام آن را براي انسانها آورده باشد حتي انسانهاي اوليه نيز براي خود به دنبال پوشش بودهاند. پس اصل در پوشش است ولي دشمنان انسانیت برهنگي را دستاويز و ابزاري براي رسيدن به هدفهايشان قرار دادهاند و آن را تبليغ ميكنند. با توجه به مطالب فوق يكي از راههای ديگر برای اطلاع رسانی آگاه كردن مردم از توطئههاي دشمن است. مسؤولين «سیا» آمريكا و اسرائيل اعتراف كردهاندكه ايران را نميتوانند با جنگ و محاصره اقتصادي شكست دهند و تنها راه شكست، ترويج فساد، بيبندوباري و اختلاط دختر و پسر است و براي همين امر، سرمايهگذاريهاي كلاني انجام ميشود كه بدحجابي و بيحجابي را در جوامع ترويج كنند و از همین تجربه هم در بدو ورودشان به عراق و افغانستان کردند. اکنون در افغانستان ميبينيم كه افراد نان شب ندارند ولي آنتن ماهواره و وسائل اينچنينی در خانههایشان يافت ميشود. اگر غربيها با ايران از راه جنگ وارد نمیشوند به خاطر ترحم نمیباشد آنها از اين راه نااميدند و تنها اميدشان همين ترويج فساد است. آنها سعی دارند که ایران را از طریق ترویج فساد از پا در آورند که گسترش سايتهای اينترنتي مبتذل یکی از راههاي رسیدن به این امر میباشد و هر وقت كه احتمال موفقيت در جنگ را بدهند غافل نخواهند بود. آقایی میگفت من در منزل خود نشسته بودم که ناگهان کارتنی داخل منزل من افتاد و احساس کردم کسی از دیوار منزلم بالا رفت. وقتی که کارتن داخل منزل من افتاد پاره شد و مشخص شد که داخل آن پر از سیدیها مبتذل است. گویا پلیس دنبال این فرد بوده و از این طریق میخواسته از دست پلیس فرار کند. من هم به 110 زنگ زدم و کارتن سیدی را به آنها تحویل دادم. هدف از بیان این قضیه این بود که دشمنان این سیدیها را تهیه و وارد کشور میکنند و نه تنها در قبال آن پول نمیگیرند بلكه به توزیع کنندگان، پول هم میدهند. وقتي اين آمار و اطلاعات به مردم داده شود و بفهمند كه ناخواسته از آنها سوء استفاده ميشود و بحث بی حجابی فقط به منزله آزادی نیست بلکه آنان در واقع مجري نقشههاي شوم دشمنان انسانیت هستند، بيدار ميشوند. پس خلاصه کلام این شد که اولین قدم برای ترویج حجاب آگاهی بخشی است اما فقط به استنادات قرآن و روایات اکتفا نشود بلکه از آمار و ارقام [هم که در واقع تأیید محتوای آیات وروایات است] استفاده شود[چرا كه انسانها با امور شهودی بیشتر مأنوس هستند و راحتتر میپذیرند.] در حاليكه امروزه در این زمینه کم کار شده است. * * * * * * * * *
مجری کارشناس: با توجه به این که اکنون بدحجابی در جامعه ما رایج شده است و اکثر مردم هم ناآگاه از مسأله حجاب نیستند ولی بر امر بیحجابی پافشاری میکنند. آیا ما وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را داریم؟ استاد: امر به معروف و نهی از منکر از وظایف همیشگی ما است و حتی بعضي از فقها فرمودهاند که اگر بدانيد امر و نهي شما هم اثر ندارد باز هم لازم است كه اين كار انجام شود. حکمت آن هم این است که اگر به خاطر این که مردم عمل نمیکنند امر به معروف و نهی از منکر تعطیل شود معروف و منکر در جامعه اشتباه میشود و نسلهای بعد نمیدانند که چنین معروف و منکری وجود داشته است. اما نكته مهم این است که هدف از امر به معروف و نهي از منکر، تحقق معروف و برچيده شدن منكر است و اين مسأله احتياج به مراحل و مراتبي دارد. به طور مثال اگر در محله شما بدحجابی وجود دارد شما نمیتوانید درب تکتک خانهها را بزنید و به آنها بگویید که از این به بعد بد حجابی نکنید. بلکه میبایست جشنی و یا از این قبیل مراسم برپا کنید و در قالب آن مراسم پیامدهای بدحجابی و آمار و ارقام را مطرح نماييد و به آنان تذکر دهید، در نتیجه ممکن است تأثیر گذاری امر به معروف و نهی از منکر شما چند ماه طول بکشد. بنابراین نهی از منکر یعنی تلاش در جهت برچیده شدن منکر، که ممکن است این تلاش، یک دوره چند ماهه طول بکشد و سپس محقق شود. پس باید برای برچیده شدن منکرات برنامه داشته باشیم و نسبت به افرادی که پذیرش ندارند زمینه سازی کنیم. این تذکرات را میتوان به پیوند زدن تشبیه کرد مثل این که بخواهیم شاخه درخت سیب را به درخت گلابی پیوند بزنیم تا آن شاخه، گلابی بدهد. در این راستا میبایست در یک زمان خاص، یک قسمت خاصی را از درخت سیب جدا کنیم و در نقطهای خاص از درخت گلابی قرار دهیم و مثل زخم باند پیچی کنیم تا پيوند صورت گیرد. در این امر، زمان و نقطه خاص خیلی مهم است که اگر این امور رعایت نشود پیوند نمیگیرد. در تذکرات هم این چنین است. نقل کردهاند فردی از اقوام یکی از علما و مراجع تقلید نماز نمیخواند و این عالم هم چیزی به او نمیگفت و برای خیلیها هم سؤال بود که چرا این عالم به این فرد بینماز چیزی نمیگوید؟ مدتی گذشت و برای آن فرد بینماز در ادارهای که با این عالم آشنا بودند کاری پیش آمد کاری که پارتیبازی و تضییع حقوق دیگران نبود بلکه کاری مثل وام گرفتن و ... بود که میبایست به این فرد اطمینان میکردند. بنابراین نزد عالم آمد و از او خواهش کرد که برای این کار واسطه شود. این عالم هم از فرصت استفاده کرد و به او گفت: «من این کار را برای تو انجام میدهم ولی باید یک مژدگانی به من بدهی.» فرد بی نماز پذیرفت که مژدگانی را بدهد. عالم اقدام لازم را انجام داد و فرد را خواست و موافقت را به او اعلام کرد ولی به او گفت: «قرار بود به من یک مژدگانی بدهی.» فرد بینماز گفت: « بله، من در خدمتم.» این عالم فرمود: «مژدگانی من این است که با خدا آشتی کنی.» این فرد مثل این که دستپاچه شود گفت: «من میخواهم نماز بخوانم ولی بعضی وقتها بدنم پاک نبوده یا این که اصلا خیلی بلد نیستم.» عالم فرمود: «من به تو وضو، غسل و همه چیز را یاد می دهم تا تو نماز بخوانی.» و از آن پس آن فرد از نماز خوانهای مقید و محکم شد. پس از این قضیه مردم فهمیدند که این عالم به جهت عدم تاثير به این فرد چیزی نمیگفت [ولی دنبال فرصت بود.] مثل همان شاخهی پیوندی که زمان و مكان خاصي ميطلبد. امر و نهي یک امر آني نيست بلکه باید قدم به قدم شروع و زمینه سازی کنیم تا کار اثر بخش باشد و تجربه هم نشان داده است که هر گاه كسي قدم به قدم و غيرمستقيم پيش رفته اثر مطلوبي هم حاصل شدهاست. * * * * * * * * * مجری کارشناس: افرادی که مخاطب امر به معروف و نهی از منکر حجاب هستند چند دستهاند یک دسته اصلا حجاب را قبول ندارند و دستهی دیگر ممکن است حجاب را تا حدی قبول داشته باشند ولی حجابشان در مكانها و موقعيتهاي مختلف فرق میکند مثلا در خیابان حجاب را تا حدی رعایت میکنند ولی در مقابل مردان فامیل این طور نیست. در این جا چطور باید عمل کرد؟ استاد: ممکن است اين امر هم ناشي از ناآگاهي باشد كه فكر ميكنند در مقابل افراد مورد اعتماد حجاب لازم نيست که میبایست در اینجا نيز بايد روشنگری کرد ولی کیفیت کار متناسب با سطح افراد، متفاوت است. اگر طرف تحصيل كرده، اهل مطالعه و نوشتن است این طور می توان عمل کرد که: · او را در نوشتن مقالهاي در مورد حجاب شريك كنيم و در آنجا مطرح کنیم که محرمها و نامحرم چند دستهاند و... · يا ممکن است در حضور او از کسی که آگاه است و خوب پاسخ میدهد این سؤال را بپرسیم که آیا بین نامحرهای خیابان و فامیل فرق هست یا نه؟ · یا این که اگر صلاح میبینیم در مورد رفتارش با خودش صحبت کنیم و او را آگاه نماییم. بنابراین در این امر باید با تدبیر کار کنیم و اقدامی متناسب با حال فرد انجام شود. * * * * * * * * * مجری کارشناس: افرادی که مخاطب امر به معروف و نهی از منکر حجاب هستند از لحاظ سنی هم چند دسته میشوند یا افراد بزرگسال هستند یا کودکان و بچههایی هستند که روحیهای لطیف دارند و معمولا با حرفهای منطقی بزرگسالان هم قانع نمیشوند. دراین جا هم بفرمایید که چگونه باید وارد عمل شد؟ استاد: در مورد بچهها چون روحيه لطيفي دارند باید از بعد عاطفي وارد شویم و این گونه میتوان عمل کرد: · آشنا و بزرگ کردن(بیان بزرگیهای) شخصيتهاي ديني برای کودکان مثل حضرت فاطمه(سلاماللهعليها)، حضرت زينب(سلاماللهعليها) و... و از این طریق بچهها را عاشق ائمه(علیهمالسلام) و شخصیتهای بزرگ کنیم و سپس شیوه و نوع حجاب آنها را به بچهها بگوییم. · نکته دیگر این که با بچهها نقصهای دینی و معنوی افراد را مطرح کنیم و این امور را به عنوان یک ضعف به آنها نشان دهیم تا وقتی که با چنین افرادی مواجه میشوند از آنها الگو نگیرند و تقلید نکنند. ولی در عین حال باید به آنها هم یاد بدهیم که به این افراد باید ترحم وکمک کنند و بی احترامی نکنند به بچه بگوییم: «باید برای افرادی که فلان کار دینی را انجام نمیدهند و آشنا به احكام نيستند دعا کنیم.» از این طریق هم گناهان را برای بچهها به عنوان ضعف معرفی ميکنیم و همچنين به آنها یاد ميدهیم که باید به آنها کمک كنند. پوشش را هم از این طریق میتوانیم به بچهها آموزش دهيم میتوان گفت: «حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) حجاب داشتند و آنهايي که حجاب ندارد طفلکیها نمیدانند جاهلند و باید برای آنها دعا کنیم» و از این طریق بچهها دیگر حسرت انسانهای بیحجاب را نمیخورند و در واقع علاج واقعه قبل از وقوع انجام میشود. · نکته بعدی این که افرادي كه پوشش دارند در نظر بچهها محبوب جلوه دهيم زيرا بچهها از لواطف خوششان میآید. و اگر کسی را دوست داشته باشند از او تقليد ميكنند. البته در این راستا وظیفه خانمهای محجبه سنگینتر است و میبایست توجه خاصی به بچهها بکنند و سعی کنند همیشه جایزهای همراه داشته باشند و جهت تشویق و انس بچهها به همه آنها جایزهای بدهند. البته والدین هم میتوانند در این جهت کمک کنند و اگر خانم محجبهای هست جایزهای بخرند و به او بدهند که آن فرد محجبه به فرزندانشان بدهد و او متمایل به حجاب شود. * * * * * * * * *
مجری کارشناس: یکی از ویژگیهای بچهها این است که وقتی یک خانم آراسته و بی حجابی را میبینند که مثلا لباس آنچنانی پوشیده است از آن خوششان میآید و دوست دارند که مادرشان هم آن طوری باشد و یا این که دوست دارند وقتی به بیرون منزل میروند مثلا گلسری به سرشان بزنند و خود را آراسته کنند. در این جا چه باید کرد؟ استاد: این امر دو راهکار دارد: اول این که با زبان بچگانه به بچه بفهمانیم که زیبایی وقتی زیبا است که در جهت رضایت خدا باشد مثلا میتوانیم به او بگوییم که «ببین دخترم این دستبند تو چقدر قشنگ است به دست هم میآید. خوب، اگر این دستبند تو را کسی بدزد آیا بازهم زیبا است؟» ممکن است او در مقابل شما بگوید: «خوب او کار زشتی انجام داده که دستبند من را دزدیده است.» سپس در اینجا شما به او توضیح دهید که «ممکن است یک چیزی قشنگ و زیبا باشد ولی اگر درست استفاده نکنند آن چیز زیبا ولی کار زشتی انجام داده است. خوب، پوشش هم همین طور است. ممکن است که یک خانم بدحجابی زیبا باشد ولی چون به حرف خدا نکرده است کارش زشت وگناه کرده است و نباید این کار را انجام میداد.» و از این طریق به بچه فرق بین زشت و زیبا را با مثالهای بچگانه تبیین کنیم یعنی این که هر چیز زیبایی همه جا خوب نیست و باید در جای خودش از آن استفاده کرد. نکته بعدی این که در مجالس زنانه که مردی رفت و آمد ندارد به بچه این اجازه را بدهیم که از آن زیورآلات و زینتها استفاده کند بعضی از خانمها به این دلیل که بدعادت میشود به بچه اجازه نمیدهند که در فضاهای زنانه روسری خود را از سرش بردارد در صورتی که باید سعی کنیم از همان ابتدا حدود و مرزها را به او یاد بدهیم. مثلا اگر در خیابان دختری را میبیند که لباس آستین کوتاه زیبایی را پوشیده و اظهار علاقه به آن میکند به او بگویید که «این لباس زیباست ولی چون در خیابان پوشیده زشت شده است من برای تو میخرم ولی باید (مثلا) در عروسیها بپوشی تا همیشه زیبا باشد.» نکته مهم: بچهها را خیلی دست کم نگیریم و بگوییم که مثلا فلان چیز را نمیفهمند. اکثر بچهها خیلی چیزها را میفهمند و قدرت درک خوبی دارند. * * * * * * * * *
مجری کارشناس: در مورد راه تشویق جوانان به حجاب هم توضیح بفرمایید. استاد: در رابطه با جوانان هم چند راهکار وجو دارد: 1- یکی اينكه از ویژگی علاقه جوانان به استقلال استفاده کنیم و آنها را متكفل اين قضيه قرار دهيم مثلا به آنها بگوییم که اگر فلان کتاب را که در مورد حجاب است خلاصه کنید به بهترین شما جایزه میدهیم و یا اگر فلان مقاله را بنویسید و.... این کار هم با حس استقلال جوانان سازگار است و هم مؤثر است. در این رابطه داستانی نقل میکنند این که: دو برادر کاملا شبیه هم که یکی دزد و خلافکار و دیگری مؤمن، معتقد و ثروتمند بودند. زمانی برادر خوب مریض میشود بهطوری که اطباء او را جواب میکنند. برادر خلافکار که در زندان بود ترتیبی میدهدکه جای خود را با برادرش عوض کند و از اموال او استفاده کند اما وقتی این کار را میکند با برخورد مردم که او را مؤمن میپنداشتند و التماس دعاهای آنها و... او هم منقلب میشود. پس قرار دادن جوانان در موقعیتهای مناسب ممکن است تأثیر گذار باشد. 2- نکته دوم که بسیار مهم است علاقه زياد جوانان به دوست است. جوانان و نوجوان بعضي از كارهايي را كه از پدر و مادر ميبینند، ممکن است انجام ندهند اما چيزهايي كه از دوستان خود میبينند تقليد ميكنند. بنابراین میتوانیم چند تا دختر محجبه را انتخاب و با آنها کار کنیم و سپس آنها را با جوانان بدحجاب دوست قرار دهیم. و دخترانی که ما با آنها کار کردیم، طرح دوستی با دختران دیگر بریزند و ابراز محبت کنند. و این از کارهایی است که خیلی خوب جواب داده است. اما باید مراقب باشیم که اینها عوض نشوند و تحت تأثیر دختران بدحجاب قرار نگیرند. بنابراین برای جذب جوانان سعی کنیم از جوانان استفاده کنیم و این جوانان را تربیت کنیم تا بر روی دیگران تأثیر گذار باشند. 3- نکته سوم ارائه و معرفی الگو به جوانان است. الگوهایی که جوانان آنها را دوست دارند و به آنها علاقمندند و بتوانیم جوانان را نزد آنها ببریم و ایشان نزد جوانان بیایند. که الحمدلله الگوهای خوب الان زیاد داریم و میتوانیم از آنها استفاده کنیم. و راه بسیار خوبی است. * * * * * * * * *
مجری کارشناس: نکته بسیار مهمی که مختص جوانان هم نیست این است که مردم همیشه به افرادی که دارای مقام و منصبی هستند نگاه میکنند و شاید علت بیحجابی خود را هم این ذکر کنند که چرا فلان مسؤول، مدیر، استاد و... حجابش این گونه است. در این جا چه باید کرد؟ استاد: حدیثی است از امام علی(علیهالسلام) با این مضمون است که مردم را به حق بشناس نه حق را با مردم. يعني ابتدا باید میزان و ملاک حق روشن شود و سپس باحق مردم را بشناسيم. نه این که حق را با مردم بشناسیم. البته در مورد معصومين (عليهمالسلام) ما حق را با آنها میشناسیم. پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمایند: «علي مع الحق و الحق مع علي یدور حیث مادار» یعنی این که چون علي(عليهالسلام) جزء معصومین است ملاك حق بودند و رفتار و گفتار ايشان حق را تبيين ميكند. اما در مورد سایر مردم اينطور است كه هر كه به حق عمل كند، حق است. پس باید این برای مردم به ويژه طلاب علوم دینی تبیین شود که ابتدا با استفاده از آیات و روایات حق را بشناسیم و بعد صاحبان حق را بشناسیم و در علوم هم این چنین است که همه افراد به تمام ابعاد یک علم نمیرسند. مثلا در درس خارج فقه استاد نظر خود را مطرح میکند بعد شاگردان اشکال میگیرند و استاد جواب میدهد که در اینجا یا شاگرد قانع میشود و یا نمیشود و اختلاف فتوی علماء هم در همین است. نکته بعدی در این مسأله این است که اگر کسی کاری را انجام نداد زود قضاوت نکنیم شاید عذر و مشکلی داشته است و تا علت را نفهمیدیم قضاوت نکنیم. اما در مورد کارهای خودمان تابع حق باشیم. حق را بشناسیم و بر اساس آن عمل کنیم. * * * * * * * * *
چند راهکار دیگر در جهت تبلیغ حجاب به طور كلي باید در جهت تبليغ حجاب، از راههاي متنوع و جذاب استفاده شود، ابتكار و خلاقیت داشته باشيم و طرحهاي جديدي بدهيم. می بایست از فکری که خداوند به ما داده است استفاده کنیم و به کارهایی گه انجام شده است بسنده نکنیم و در پی طرح و برنامهریزی باشیم مثلا: · تهیه نمایشگاهی از آثار و پیامدهای حجاب و بدحجابی. · ارائه آمار و ارقام پیامدهای بد حجابی در جامعه. · برگزاری مسابقات متنوع مثلا اینکه به هرکس که تعداد بیشتری را با حجاب کند جایزه بدهند.. · و.... * * * * * * * * *
مجری کارشناس: لطفا در مورد محدوده و مرزهای نگاه و صحبت با نامحرم مقداری صحبت کنید. استاد: در رابطه با « نگاه به نامحرم» خداوند متعال در قرآن آیه شریفه 29 و 30 سوره مبارکه نور ابتدا خطاب به مردان و سپس به زنان می فرماید: « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ....» و « قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ .....» یعنی نگاهتان را کوتاه کنید. کلمه «غض» به معنای کوتاه کردن نگاه است که به مردان و زنان سفارش شده است كه می توان گفت اگر نگاه با هدف و قصد شیطانی، مغرضانه، از روی هوس و گناه باشد حتی یک لحظه کوتاه آن هم به مرد، زن، فرزند کوچک و... مطلقا حرام است و گناه دارد. اما اگر نگاه هدف و غرضی نداشته باشد حدودی دارد که در زن همان محدودهای است که شرع اجاز داده است باز باشد و مردان هم همان قسمتهایی که معمولا باز است. ولی توصیه شده است که همین نگاه مجاز و بدون قصد غرض هم کوتاه و گذرا باشد و عمیق و پی در پی نباشد چون انسان مدام در معرض خطا و لغزش قرار دارد. پس یک نگاه حرام نگاهی است که مغرضانه و شیطانی باشد و نگاه مجاز نگاهی است بدون قصد و غرض به محدودهای که شرع اجازه داده است که البته میبایست گذرا و کوتاه باشد مثل نگاه یک شاگرد به استاد. اما در رابطه با صحبت نیز باید گفت که صحبت غرضآلود و با هدف معصیت مطلقا حرام است حتی اگر بخواهیم با این هدف سؤال علمی بپرسیم. اما اگر بدون غرض هوسرانی و لذت باشد صحبت معمولی بین مرد وزن اشکالی ندارد مگر این که احتمال به خطا افتادن پیشبینی بشود. مثل این که دختر و پسری در ابتدا با قصد خاصی با هم صحبت نمیکنند ولی احتمال بدهند که اگر این صحبتها ادامه پیدا کند زمینه گناه بشود. و قرآن کریم این حالت را به «ریبه» تعبیر کرده است. و «ریبه» این است که از ابتدا قصد گناه ندارند ولی ممکن است در آینده زمینه گناه شود. پس میتوان صحبت را هم به سه دسته تقسیم کرد: صحبت مردود: آن صحبتی که از اول قصد حرام دارد یا این که بداند مقدمه گناه میشود و حرام است. صحبت قبول: در جایی که هدف معصیت نیست و صحبت معمولی است. مثل خرید کردن، تعرف به مهمان و... صحبت ممتاز: صحبتی است که در حد ضرورت باشد. مثلا مهمان مردی وارد خانه شود. و خانمی به همان سلام و احوالپرسی ابتدایی و ساده اکتفا کند. و یا این که در دانشگاه خانمی جزوه ای را از همکلاسی دختر خود بگیرد در صورتی که می توانست بدون قصد گناه از همکلاسی پسر هم این جزوه را بگیرد و... * * * * * * * * *
مجری کارشناس: در گفتارها شنیده می شود که حضرت زهرا(سلاماللهعليها) از مرد نابینایی خود را پوشاندند و دیگر این که در روایتی بهترین چیز برای زن این مطرح شده است که او مردی را نبیند و مردی هم او را نبیند سؤال اول این است که آیا سند این مطالب صحیح و قابل قبول است؟ سؤال دوم هم این است که در آن زمان، روایت مطرح شده درهمه جا اجرا نشده است چنانچه که خود حضرت(سلاماللهعليها) با نامحرم ها در موقعیتهایی صحبت کردند و در عصر حاضر هم این امر امکان پذیر نیست. پس چگونه این تناقض حل میشود؟ استاد: مطالب از لحاظ درستی و نادرستی و یا داشتن سند معتبر با هم متفاوت میشوند یعنی برخی از مطالب ممکن است به دلیل از بین رفتن منابع در کشاکش تاریخ سند معتبر نداشته باشند ولی مطلب درستی باشد. در مورد حجاب حضرت از مرد نابینا هم سند قوی وجود ندارد ولی به گونهای نیست که بخواهیم آن را انکار کنیم. بحث مهمی که در رعایت احکام وجود دارد این است که کاری نکنیم که نفس بدعادت شود. مثلا فرض کنید که فردی به شما که حجابتان کامل است نصحیت کند که حجابتان را رعایت کنید. شما اگر بگوید: «خیلی ممنون، سعی میکنم از این به بعد بیشتر رعایت کنم.» نفس دیگر بدعادت نمیشود که نصیحت را گوش نکند. هر چند که این خانم اشتباه گفته است ولی شما سعی کنید برای جلوگیری از بدعادتشدن نفستان[که نصیحت گوشکن نباشد] این نصیحت را بشنوید. پس قضیه حجاب در مقابل مرد نابینا هم از این باب میتواند باشد که نفس بدعادت نشود یعنی این که اگر خانمی در برابر نامحرم نابینا رعایتهایی که در برابر دیگر مردان انجام میدهد انجام ندهد نفس وسوسه میشود که به این فرد نگاه کند و اموری از این قبیل و در نتجه نفس بد عادت میشود [و زمانی که بخواهد در برابر دیگر نامحرها رعایتهایی را انجام دهد برایش سخت است.] و این امر به سایر افراد هم توصیه میشود که امر خوب حجاب را در مقابل حتی نامحرم هم رعایت کنند تا نفسشان در همه حال حاضر باشد که وقتی مردی نامحرم وارد شد حجاب خود را رعایت کند. اما در مورد روایتی که فرموده اند بهترین چیز برای زن این است که او مردی را نبیند و مردی هم او را نبیند. و در سیره معصومین(علیهمالسلام) خلاف آن آمده است. باید گفت که در تمام احکام و مسائل دینی یک اصل کلی و اولیه وجود دارد و یک امر استثناء که با دلیل از اصل کلی استثناء میشود. مثلا بهترین حالت نماز این است که در اول وقت، در مسجد و با جماعت باشد ولی گاهی برای ما ضرورت و عذری پیش میآید. (مثلا در حال درمان بیمار بد حالی هستیم و...) که در چنین موقعیتی نمیتوانیم آن اصل را رعایت کنیم و این امر از موارد استثناء می شود که این امر استثناء ضرری به اصل اولیه و بهترین وجه نمیزند ولی شرایط تحقق آن برای بعضی مواقع وجود ندارد و از اصل اولیه استثناء میشود. در مورد روایت مورد بحث هم، حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) اصل اولیه و بهترین حالت را بیان کردهاند و سایر امور باید علت و دلیلی داشته باشد تا از این حالت استثناء شود. و معصومین(علیهمالسلام) هم این طور بودند که بی دلیل با نامحرم ارتباط نداشتند. * * * * * * * * *
مجری کارشناس: پرسیدهاند برخی افراد هستند که آگاهی دینی دارند ولی بازهم در اکثر موارد دینی دچار مشکل هستند و حجاب یکی از آنها است. در این زمینه وظیفه ما برای امر به معروف و نهی از منکر چگونه است؟ استاد: در این زمینه میبایست به فکر اصلاح پوشش آن افراد هم بود ولی باید مراتب را رعایت کرد و اموری را که تذکر میدهیم رتبه بندی کنیم [یعنی ابتدا مثلا از اموری که گناهش شدیدتر است شروع کنیم تا این که به بحث پوشش برسیم.] بنابراین در اینجا هم باید اولویت سنجی و رتبه بندی در بیان مسایل رعایت شود. * * * * * * * * *
مجری کارشناس: در مقابل افرادی که عناد دارند و به هیچ وجه نمیخواهند امور را بپذیرند وظیفه ما چیست؟ استاد: در مورد کسانی که عناد میورزند باید اقدام به رفع عناد آنها کنیم در این راستا میبایست اول ریشه عناد را بشناسیم و سعی کنیم آن را برطرف نماییم مثلا فردی است که به خاطر کارهایش مورد توجه مؤمنین قرار نگرفتهاست و از این رو به عناد ورزی رو آورده است که با این فرد میتوان از طریق ارتباط برقرار کردن، دوستی و محبت، عنادش را برطرف کنیم و کم کم آن را اصلاح کنیم. اما اگر افرادی هستند که عناد و ستیز با دین دارند و دیگر قابل اصلاح نیستند. در اینجا میبایست سعی کنیم خطر آنها را رفع نماییم تا دیگران را به خودشان جذب نکنند. * * * * * * * * *
مجری کارشناس: در مقابل امر به معروف افرادی که میگویند: « به جهنم که پوشش من خوب نیست.»، « این همه گناه کردیم این هم رویش»، « وقتی پیر شدیم توبه می کنیم.» چه باید کرد؟ استاد: در این زمینه باید گفت که این جوانان خیلی ناآگاهند و اصلا نمیدانند جهنم چیست و .... با این افراد باید خیلی از قبل شروع کنیم. یعنی باید ابتدا با این جوانان جلساتی دوستانه و مجلس انس تشکیل بدهیم، در آن بگوییم و بخندیم تا به ما انس بگیرند و بتوانیم آنها را جذب کنیم. بعد در این جلسات خودمانی مسأله خودشناسی را طرح کنیم این که «من چی هستم، استعدادهایم چیست، میخواهم به کجا برسم و....» به عبارت دیگر به او بفهمانیم که حیف است خود را این چنین از بین ببرند. بنابراین باید ابتدا انگیزهی حرکت را در آنها ایجاد کنیم و بعد حرکت را آغاز نماییم چرا که بی مقدمه وارد شدن برای این افراد جواب نمیدهد. * * * * * * * * * مجری کارشناس: پرسیدهاند که اگر امر به معروف و نهی از منکر را انجام دادیم و نتیجه نداد تا چه حد میبایست این کار را ادامه داد؟ استاد: امر به معروف و نهی از منکر باید تا جایی باشد که امید اصلاح وجود داشته باشد حتی اگر خودمان نتوانستیم باید آنها را به شخص دیگری راهنمایی کنیم تا کمکشان کنند. مثل بیماری که برای درمان از پزشک محله خود شروع میکند و اگر نتیجه نداد همینطور به پزشک بالاتر مراجعه میکند و ممکن است که به خارج کشور هم برود و این تا جایی ادادمه مییابد که امید بهبود و خوب شدن وجود دارد. * * * * * * * * *
مجری کارشناس: لطفا در مورد خطوط قرمز و حد و مرزهای پوشش در مقابل محارم هم توضیحهایی ارئه بفرمایید. استاد: حکمت اصلی پوشش این است که شیطان از وجود ما سوء استفاده نکند. و پوشش ما وسوسهانگیز نباشد. و معمولا خود انسان متوجه میشود که این پوشش برای محارم هم وسوسه انگیز است یا نه. البته در اینجا هم باید احتیاط را از دست نداد و پوششهایی هم که شک داریم ممکن است محارم به گناه بیفتند را استفاده نکنیم. پس ملاک در اینجا این است که بهگونهای عمل نکنیم که برای محارم خطر گناه و وسوسه شیطان ایجاد شود و برای این کار باید همان اولین نقطه خطر را در نظر بگیریم یعنی اینکه بیندیشیم که کدام پوشش برای ضعیفترین افراد خطر آفرین است و از آن استفاده نکنیم و متکی به این نباشیم که این فرد از اقوام و جزء خوبان است. زیرا عمده فعالیت شیطان بر روی خوبان و افراد مؤمن است. * * * * * * * * * |
|
||||||||
![]()
|